بِسم الله الرّحمن الرّحیم
تفسیرآیات 7 تا 18 سوره انفال
رهبر شهید به ما بارها فرمودند: «شرط بقای انقلاب، پیوند با قرآن است.»
شب های جمعه نیت کردیم جنگ های پیامبر را بیان کنیم و گفتیم تقریبا چهارصد آیه در قرآن درباره جهاد و جنگ است و گاهی اوقات یک کسی گزارش جنگ را می دهد و به سلیقه خودش کم و زیاد می کند یا چیزی را پررنگ یا چیزی را کمرنگ می کند، اما گزارشاتی که ما در شب های جمعه بیان می کنیم، گزارشات خداست و هیچ حرف اضافه و گزافی در آن نیست و تمام آن درس است.
آیات هفتم تا هجدهم سوره انفال، گزارش اولین جنگ مسلمان ها؛ یعنی جنگ بدر است.
درهفته گذشته درباره این جنگ صحبت کردیم که چگونه مشرکین، دارایی های مسلمانان را در مکه مسدود کرده بودند و مسلمانان هم در سختی زندگی می کردند و کاروان تجاری مشرکین به سرپرستی ابوسفیان از نزدیکی های مدینه گذر می کرد. پیغمبر (ص) هم با سیصد و چند نفر آمدند تا تقاص کنند؛ یعنی تلافی کنند.عوامل نفوذی ابوسفیان در مدینه بودند. اینها به ابوسفیان خبر دادند و او به سمت مکه رفت و خودش را به سلامت به مکه رساند و یک لشکر تقریبا هزار نفری به سمت مدینه آمدند. پیغمبر(ص) مطلع شد و اصحاب را جمع کرد و فرمود: «خداوند به من وعده داده که شما را پیروز می کند؛ یا بر کاروان تجاری یا بر لشکر مسلح» و بعد هم جنگ شد و مسلمانان در آن جنگ پیروز شدند. حالا می خواهیم بدانیم که نکته های خدا در این آیات چیست ؟
آیه 7: یاد کنید آن زمانی را که خدا وعده داد به شما مسلمانان که پیروز می شوید؛ یا بر کاروان تجاری و یا بر لشکر نظامی و شما مسلمانان دوست داشتید که با کاروان تجاری روبرو شوید؛ چون دردسر آن کمتر بود و درآمدش بهتر بود و درگیری و کشته ای در کار نبود، اما خدا می خواهد که شما با لشکر کفار روبرو شوید؛ چون خدا دوست دارد تا با این پیروزی در برابر لشگر نظامی، هم اسلام در دنیا مطرح شود و هم منافع اقتصادی درآن باشد و خدا می خواست با کلماتش حق را محقق کند و ریشه ی کافران را قطع کند.
آیه 8: خدا می خواهد حق را تثبیت کند و باطل را از میان بر دارد؛ هر چند مجرمان کراهت داشته باشند و حتی اگر تبه کاران خوششان نیاد، خدای چنین اراده کرده که اسلام باید حاکم شود.
مسلمانان به پای کوه رسیدند و متوجه شدند که کاروان تجاری گریخته و لشکر نظامی آماده نبرد است.
لشگر کفار حدود هزار نظامی بودند که سلاح های بسیاری داشتند و مسلمانان حدود سیصد نفر بودند که از آن سیصد نفر هم فقط هفتاد نفرشان اسلحه داشتند و از این آیه این درس ها را می گیریم که امدادهای الهی عامل تقویت ایمان است:
درس اول: جمعیت های کم و با سلاح های کم به خاطر ایمان به خدا بر جمعیت های زیاد پیروز شدند.
درس دوم: در حوادث، دورنگر و آینده ساز باشید و فقط به اقتصاد فکر نکنید. کسب و کاسبی مهم است ولی مهم تر از آن اسلام است.
امام خمینی (ره) بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران می فرمودند: «آمریکایی ها کاری به من و شما و اقتصاد ندارند آنها به اسلام کار دارند و باید این را بفهمیم که می خواهند اسلام نباشد.»
درس سوم: پیروزی تنها به تعداد نفرات و تجهیزات نیست، بلکه عامل مهم اراده الهی است که خدا چه می خواهد.
درس چهارم: اراده خدا به دست مؤمنین اجرا می شود و خدا وقتی اراده کرده، به دست مسلمانان کفار را رسوا خواهد کرد و این سنت خداست.
درس پنجم: انسان راحتی را دوست دارد، اما برای فلسفه مهمی آفریده شده و باید اعتقادات خودش را نشان بدهد.
درس ششم: پیروزی حق بر باطل مهم تر از منافع اقتصادی است و هدف جهاد اسلامی، پیروزی حق بر باطل است، نه کشور گشایی.
آیه 9: پیغمبر (ص) شب جنگ بدر فرمودند: «استغاثه»
(استغاثه یعنی التماس کنیم که خدا به فریادمان برسد و به اشک چشمان و به کمی جمعیت ما و ... رحم کند.)
یاد کنید و از نماز و ذکر و دعا استفاده کنید آن هنگامی را که استغاثه کردید و از خدا کمک خواستید خدا هم جواب شما را داد و دعایتان را مستجاب کرد و خدا گفت: «من کمکتان می کنم با هزار فرشته. فرشته ها می توانند با روحیه دادن به شما کمکتان کنند.»
آیه 10: و فرشته ها کارشان روحیه دادن به شما بود تا دل های شما را قرص و محکم گردانند و پیروزی فقط از طرف خداست و خداوند شکست ناپذیر و حکیم است.
شما زحمت می کشید و فرشته ها به شما روحیه می دهند ؛ اما پیروزی از آن خداست.
امام حسین علیه السلام از کودکی جنگ های پیغمبر (ص) را می شنید و یاد می گرفت که اگر روزی خودش در درگیری قرار بگیرد، از کمی جمعیت نترسد و به کمک خدا اعتماد کند.
در شب عملیات، انسان به آرامش نیاز دارد و فکر می کند که فردا ما پیروز می شویم یا شکست می خوریم.
از چیزهایی که شب عملیات خیلی به کار می آید، یک خواب خوش است، حتی اگر کوتاه باشد؛ چون باعث می شود که انسان جان بگیرد تا بتواند فردا بجنگد. گاهی انسان خوابش می برد، ولی خواب پریشان می بیند. آن خواب به درد نمی خورد. خداوند می فرماید: «در شب جنگ بدر، منِ خدا خوابی را بر چشم شما غالب کرده ام که فردا بتوانید خوب بجنگید و این را من انجام داده ام.»
آیه 11: یاد کنید آن وقتی را که خداوند یک خوابی را بر شما غالب کرد و خداوند با آن خواب شما را امنیت بخشید؛ چون خیلی ها فکر می کردند که آیا سیصد نفر در مقابل لشگر هزارنفری دشمن می تواند استقامت کند؟
در آن خواب آرام بخش، شاید نیم ساعت یا یک ساعت هم بیشتر نخوابیدند، ولی از خواب که بیدار شدند، جان گرفتند و لطف دیگر خدا به مسلمان ها این بود که با کم آبی روبرو بودند و مسلمانان زیر پایشان رمل بود و راه رفتن سخت بود و در شن ها فرو می رفتند. خداوند می فرماید: «ما باران را در شب عملیات برای شما فرستادیم که این باران شما را پاک کند و بعضی ها که به غسل احتیاج داشتند و یا می خواستند وضو بگیرند، با آن آب خودشان را پاک کردند و پلیدی شیطان با آن پاک شد و دل های شما هم محکم شد و فهمیدید که یک کمک کننده ای است و با آن باران که بارید، شن ها سفت شدند و دیگر پایشان در آن فرو نمی رفت و دلهایتان را محکم و گام هایتان را استوار گرداندیم.
از این آیه درس می گیریم که با اراده و امداد الهی در برابر دشمن پرجمعیت و مسلح می توان آرامش داشت و اگر ایمان باشد، خداوند عوامل طبیعی را که در اختیار دارد، در اختیار شما قرار می دهد.
آیه 12: یاد کنید آن وقتی را که خداوند وحی فرستاد برای فرشته ها و فرشته هایی که در میدان جنگ آمدند و خدا به فرشته ها فرمود که من با شما هستم. مؤمنین را ثابت قدم کنید و روحیه بدهید. خدا می فرماید: «یکی از کمک هایی که من به رزمندگان اسلام کردم، ترس و وحشت را بر دل کافران انداختم.» با آنکه سلاح داشتند، اما می ترسیدند و این ترس را خدا به دل کفار انداخته بود. حالا دستور این است که از گردن به بالا را بزنید یعنی آن دستگاه فکری دشمن را از کار بیندازید و دست و پایشان را قطع کنید.
آیه 13: این دستور برای این است که آنها با خدا و پیامبرش (ص) دشمنی می ورزند و هر کس به جنگ خدا و رسول خدا (ص) بیاید، کیفر شدیدی می بیند و سیلی ها و عذاب های خدا سخت است.
آیه 14: ای دشمنان؛ این مجازات را بچشید و برای کافران غیر از این مجازات دنیایی، عذاب جهنم هم است.
کافری که اسلام را شنیده و لجبازی می کند و زیر بار حرف حق نمی رود، باید این گونه عذاب بچشد.
آیه 15: عده ای در جنگ هوس می کردند تا فرار کنند. دراین آیه می فرماید: «فرار ممنوع است.» یعنی شما ای مؤمنان؛ وقتی دیدید جمعیت انبوه دشمن به شما تهاجم آورد، به دشمن پشت نکنید و به سمت میهن فرار نکنید.
آیه 16: اگر کسی فرار بکند، چه می شود؟ کسی که فرار بکند و به دشمن پشت بکند، به خشم خدا مبتلا و گرفتار خواهد شد و جایگاهشان در جهنم است. البته دوتا استثنا دارد:
استثنای اول: گروهی ممکن است فرار بکنند. امروزی ها به آن فرار تاکتیکی می گویند؛ یعنی از این جبهه نتوانستند جلو بروند؛ نه به قصد فرار، بلکه به قصد جابجایی به جبهه ی دیگر می خواهند حمله کنند. این فرار اشکالی ندارد.
استثنای دوم: عده ای می خواهند فرار بکنند و از گروه دیگری کمک بگیرند. این هم اشکال ندارد وهر دو در دل این آیه آمده است.
کسانی که عقب نشینی می کنند و می خواهند مجددا از یک مسیر دیگری حمله کنند، این تاکتیک است و یا می خواهند با گردان دیگری همدست بشوند، اینها اشکال ندارد. ولی اگر کسی بی دلیل از جبهه فرار کند، فرار از جبهه از گناهان کبیره است.
آیه 17: این شما نبودید که مشرکان را کشتید، بلکه خدا بود که آنها را کشت. ای پیغمبر؛ تو نبودی که تیر انداختی، خدا کمک کرد و خدا فرشته ها را فرستاد؛ چون خداوند می خواست یک امتحان خوبی از مؤمنان بگیرد و انصافا هم مؤمنین در جنگ بدر امتحان خوبی دادند و خداوند شنوا و دانا است.
آیه 18: سرنوشت مؤمنان و کافران اینطور بود که شما دیدید و خداوند سست کننده نقشه های کافران است.
گزارش مشروح جنگ بدر را هفته گذشته گفتیم و امشب با این آیات، قصه این بود که شما شنیدید. خدا ذلت و خواری کافران را اراده کرده است.