(1251-1193ق)، ادیب و سیاستمدار نامی، وزیر عباس میرزا نائب السلطنه و صدر اعظم محمّدشاه قاجار.
زندگی و زمانه
میرزا ابوالقاسم قائممقام ثانی، پسر میرزا عیسی فراهانی (میرزا بزرگ قائممقام اوّل)، سال ۱۱۹۳ ق در روستای هزاوه فراهان، واقع در 12 کیلومتری اراک به دنیا آمد. او تحصیلاتش را در خانوادهای که مظهر علم و ادب و اخلاق و سیاست بود آغاز کرد و به مدارج عالی رسید.
سیّد ابوالقاسم با درگذشت برادر بزرگش میرزا حسن در تبریز )محرم 1226(، جانشین وی به عنوان وزیر عباسمیرزا شد و به امور مربوط به نیابتِ سلطنت و پیشکاری آذربایجان پرداخت. یازده سال بعد، یعنی در 1237ق، پدرش به مرض وبا مبتلا شد و از دنیا رفت و تمام عناوین و القاب او به ابوالقاسم منتقل شد. زمانی نگذشت که از دستگاه عباس میرزا معزول و مطرود شد و سپس به تهران آمد و پس از مدتی کوتاه، فتحعلیشاه وی را به وزارت و سرپرستی فرخ سیر میرزا نیرالدوله، پسر چهل و چهارم خود، گماشت.
قائممقام در اوائل جنگ دوم روس و ایران (۱۲۴۱–۱۲۴۳ ق) دوباره در دستگاه نائبالسلطنه داخل شد و در سال ۱۲۴۱ق با دختر نهم فتحعلیشاه، به نام گوهرملک خانم، معروف به شاه بیبی، خواهر اعیانی عباس میرزا نائب السلطنه ازدواج نمود که حاصل آن سه پسر به نامهای محمد، علی و ابوالحسن شد.
پس از درگذشت فتحعلیشاه در اصفهان (۱۲۵۰ق)، محمد میرزا در تهران بر تخت شاهی نشست و در آغاز سلطنت برای غلبه بر موانع سرراهش، منصب صدارت و وزارت را به میرزا ابوالقاسم قائممقام فراهانی سپرد و البته دیری نگذشت که به دستور خود او شهید شد.
خدمات و افتخارات
سیّد ابوالقاسم قائممقام فراهانی، فردی عالم، فاضل، کاتب، شاعر و سیاستمداری باکفایت بود. او در زمان اندک، تمرکز قدرت و سلطنت را برای محمدشاه آماده ساخت و تمام گردنکشان و یاغیان کشور را مطیع و منقاد نمود. افزون بر این، وی نثر فارسی را از تشبیهات و افکار سبک هندی بیرون آورد و در مکتوبات خود تا توانست، لغات مأنوس مصطلح به کار برد و شالوده نثرنویسی امروز را ریخت و یک تنه اسلوب نویسندگی را عوض کرد و آن را به پایه دورههای قبل برگرداند.
مجموع نوشتههای وی بعدها به همت و تدبیر فرهاد میرزا معتمدالدوله، فرزند عباسمیرزا قاجار گردآوری شد و با عنوان منشآت قائممقام فراهانی در سال 1294ق به چاپ رسید. این اثر دارای نثری زیبا و ادبیِ نزدیک به زبان محاوره است و در دورهای منتشر شد که نهضت بازگشت ادبی ظهور کرده بود و نویسندگان و شاعران، شیوۀ اطناب و مصنوعنویسی را که از عهد صفوی متداول شده بود، کنار میگذاشتند.
به عقیده کارشناسان ادبیات فارسی، منشآت از جمله آثاری است که با الهام از گلستان سعدی نوشته شده است. از دیگر تألیفاتی که به قائممقام نسبت میدهند کتابی به نام شمایل خاقان، قسمتی از تاریخ قاجاریه به سبک قدیم است.
میگویند وقتی که محمّدشاه دستور حبس او را داد، سفارش کرد که به او قلم و کاغذ ندهند و اگر چیزی برای شاه مینویسد، به حضورش نیاورند. بهانۀ او این بود که: «در قلم این مرد معجزهای است، میترسم خواندنِ نوشته او مرا از تصمیمی که نسبت به او گرفتهام باز دارد».
شهادت
بیگانگان چون دیدند قائممقام مردی کافی و از هر حیث لایق بوده و ممکن است مملکت را ترقی داده و از زیر بار استعمار آنان بیرون آورد، به وسیله عوامل خود به محمدشاه وانمود کردند که قائممقام خیال سلطنت دارد و اگر خودش هم نشود با قدرت و نفوذی که داراست یک نفر از شاهزادگان دیگر را به سلطنت انتخاب خواهد کرد. این وسوسهها بالاخره در وجود شاه مؤثر واقع شد و دستور قتل وی را صادر کرد.
به این ترتیب، محمدشاه او را در ۲۴ صفر ۱۲۵۱ ق از باغ لالهزار که منزلش بود به نگارستان احضار کرد و خواست که همان روز یا روز بعد او را بکشد. به محمدشاه گفتند در ماه صفر کشتن سیّد بدشگون است؛ بگذارید ماه تمام شود. این بود که پس از شش روز حصر و در آخرین دقایق پایانی ماه صفر، اسماعیل خان قراچهداغی(فرّاشباشی محمّدشاه) به او قهوۀ قجر داد و چون دیر مؤثر افتاد، سه نفر از عوانان بر سرش ریختند و با دستمالی خفهاش کردند. جسدش را شبانه بر استری پیچیده در بقعۀ حضرت عبدالعظیم و جناب حمزه، کنار مقبرۀ ابوالفتوح رازی، بدون غسل و کفن به خاک سپردند.
میرزا جعفر حقایقنگار خورموجی، مؤلف حقایق الأخبار ناصری، در باب قتل قائممقام چنین نوشته است: «در ماه صفر این سال ۱۲۵۱ سانحه پرملال قائم مقام روی داد. شب شنبه سلخ صفر، آن سید سعید عالیشأن شهید، به روضۀ رضوان و درجات جنان خرامید. پس از آن به اقتضای مصلحت ملکی جمعی از شاهزادگان مأخوذ و روانه اردبیل داشته، صدارت عظمی به حاج میرزا آقاسی که سابقاً به تعلیم امیرزادگان میپرداخت مفوّض شد. از این صدارت کار مملکت به خسارت رسید، امور ملکی مختل گشت و حقوق دیوانی لم یصل آمد».
منابع: حقایق الأخبار ناصری، جعفر خورموجی، ج1، ص 25؛ شرح حال رجال ایران، مهدی بامداد، ج1، ص 60-65؛ «باغ نگارستان»، بخش چهارم، سیّد عبدالله انوار، وبسایت مرکز دائرة المعارف بزرگ اسلامی.