(1377-1286ش)، عالم مبارز و خطیب مشهور.
زندگی و زمانه
شیخ محمّدتقی فلسفی، سال 1286ش در تهران به دنیا آمد. پدرش آیة اللّه شیخ محمّدرضا تنکابنی، از مجتهدان و مدرّسان زبردست بود که سالها در مدرسه «فیلسوفالدوله» تهران تدریس میکرد.
محمّدتقی، بعد از پایان تحصیلات ابتدایی، برای فراگیری مقدمات علوم اسلامی، وارد مدرسه حاج ابوالفتح گردید و در همان آغاز، به دست پدرش معمّم شد. او به تحصیل فلسفه نیز پرداخت و از محضر اساتیدی چون میرزا مهدی آشتیانی (۱۳۰۶-۱۳۷۲ق) و میرزا طاهر تنکابنی (م۱۳۲۰ش) بهره برد. وی سال 1301ش برای ادامه تحصیل به شهر قم رفت، اما به دلیل ناسازگاری آبوهوای قم با مزاجش، به ناچار به تهران بازگشت.
مادرش عشق و ارادت ویژهای به حضرت امام حسین(ع) داشت و آرزو میکرد که فرزندش سخنران شود و با بیان جذاب، حماسۀ حسینی را در جانها زنده کند؛ اما پدرش میگفت: او باید تحصیلاتش را کامل کند. سرانجام توافق شد که محمّدتقی از شنبه تا غروب چهارشنبه، تحصیل کند و پنجشنبهها و جمعهها به منبر و خطابه بپردازد.
محمّدتقی برای اوّلین منبر خود، نزد خطیبی ماهر رفت و از ایشان خواست برایش متنی بنویسد. او نوشته را حفظ کرد و برای اوّلین بار در مسجد فیلسوف منبر رفت. مردم که محمّدتقی ۱۵ ساله را بالای منبر دیدند، همگی بهتزده منتظر شنیدن سخنان او بودند. محمّدتقی مطالبش را به خوبی آغاز کرد و همان ابتدا مورد تشویق یکی از عالمان حاضر در مجلس قرار گرفت. این تشویق بجا، باعث شد که او بدون اشتباه و با اعتماد کامل، بقیه مطالب را از حفظ بیان کرد و در پایان، مورد تحسین همۀ حاضران قرار گرفت، طوری که چند نفری همانجا از پدرش خواستند اجازه دهد که همین مطالب را در خانهها و برای مؤمنین دیگر نیز بازگو کند، و این آغازی شد بر منبری شدن او.
به این ترتیب، محمّدتقی نوجوان، سخنرانی زبردست شد و به مرور، با ارائۀ شیوههای نوین در ارائۀ مطالب، بر جاذبۀ منبرهای خود افزود.
خدمات و افتخارات
در دوران رضا خان و ممنوعیت پوشیدن لباس روحانیت، او توانست مجوّز لباس بگیرد. پس از کشتار مسجد گوهرشاد به دلیل اعتراض به آن، ممنوعالمنبر شد تا سال 1320 و سقوط پهلوی اوّل.
در دوران پهلوی دوم، رژیم برای استفاده از توانایی روحانیت در مبارزه با حزب توده، دستور داد سخنرانیهای وی از رادیو پخش شود. از سوی دیگر، آیة اللّه بروجردی ـ رحمه اللّه ـ او را به نمایندگی از خود به دربار میفرستاد تا پیام روحانیت را به شاه منتقل کند، اما با سخنرانیهای تند او در سال 1334ش علیه بهائیت که از رادیو پخش میشد، هم صدای او از رادیو قطع شد و هم پایش از دربار.
رفتهرفته، منبرهای او نیز تحمّل نشد و حتی گاه بازداشت یا ممنوعالمنبر هم میشد. با شروع نهضت امام خمینی در دهۀ چهل قرن سیزده شمسی، وی از فرصت منبر برای حمایت از این نهضت بهره میجست؛ و سرانجام سال 1350ش به طور کلی ممنوعالمنبر شد و این وضعیت تا پیروزی انقلاب ادامه داشت؛ هرچند که او از این فرصت، برای تألیف چندین کتاب بهره برد.
با پیروزی انقلاب اسلامی، او به سنگر منبر بازگشت و در کنار آن از نوشتن نیز بازنماند. مهارت و شهرت او در سخنوری و ارائۀ مطالب با پشتوانۀ ساعتها مطالعه، از او الگویی جذاب برای بیشتر طلابِ علاقهمند به خطابه ساخت و تلاشهای او آثاری شگرف در نوسازی نهاد خطابه و منبر بهجا گذاشت.
درگذشت
این واعظ مشهور سرانجام در ۲۷ آذر ۱۳۷۷ش در ۹۴ سالگی هنگام سخنرانی برای مبلغان دینی، به دیدار حق شتافت و پیکرش در آستان حضرت عبدالعظیم(ع)، رواق آیة اللّه کاشانی به خاک سپرده شد.
منابع: «زندگینامه آیة اللّه محمّدتقی فلسفی»، محمّد خردمند، گلشن ابرار، ج۵؛ خاطرات و مبارزات حجة الاسلام فلسفی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۷۶ش؛ خطیب توانا (سیری در زندگی و مبارزات حجة الاسلام والمسلمین شیخ محمّدتقی فلسفی)، مهدی قیصری، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1390؛ دانشنامه پژوهه، پژوهشکده باقرالعلوم، «زندگینامه حجة الاسلام محمّدتقی فلسفی»، بازیابی: ۱۸ اسفند ۱۳۹۲؛ زبان گویای اسلام: یادنامه حجة الاسلام والمسلمین فلسفی، سیّد محمّدکاظم شمس، عبدالهادی اشرفی، جواد آهنگر، قم: بوستان کتاب، 1390؛ کتاب فلسفی روایت زندگی حجة الاسلام شیخ محمّدتقی فلسفی، علیرضا مازاریان، انتشارات خیمه؛ ویژهنامه بزرگداشت یکصدمین سال تولد حجة الاسلام شیخ محمّدتقی فلسفی، رحیم نیکبخت میرکوهی، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، ۱۳۸۶ش.