بسم الله الرّحمن الرّحیم
تفسیر آیات 214 الی 220 سوره بقره
امسال ۱۵۰۰ مین سال ولادت پیامبر(ص) اسلام است و ما در این ۶ ماه آیاتی را با محوریت پیامبراسلام (ص) انتخاب می کنیم.
امشب آیات ۲۱۴ تا ۲۲۰ سوره بقره را با این مقدمه کوتاه شروع میکنیم که خداوند، ما آدمها را پرسشگر آفریده است و دوست داریم سؤال بپرسیم و اسلام هم با آغوش باز با پرسشگران رفتار میکند.
جاهای بسیاری در قرآن خداوند فرموده: «ای پیامبر؛ از تو سؤال میکنند و تو جواب بده.»
حال دراین شش آیه، هفت سؤال و اینها سؤالات مسلمانان از پیامبر(ص) اسلام است و جوابهایشان را از قرآن برای شما بیان می کنیم.
سؤال اول: یاری خدا کی میرسد؟ این سؤال را مفسران گفته اند که در جنگ احزاب که ازآن جنگهای خیلی سخت بوده است، همه دشمنان و مشرکان با همه اختلافاتی که داشتند، دست به دست هم دادند و یک لشکر ۱۰ هزار نفری را به سوی مدینه راه انداختند و در داخل مدینه هم یهودیان کینه توز و منافقان بودند.
آیه 214: آیا می پندارید به بهشت وارد میشوید، بدون آنکه سختیهایی را که ملتهای قبل از شما کشیده اند، بچشید؟
بهشت بدون سختی نمی شود.
پیامبر (ص) فرموده: «بهشت پر از سختیها و جهنم پر از هوسها است.»
مگر شما پیروزی نمیخواهید؟ باید ایستادگی کنید و سختی بکشید و شهید یا اسیر بدهید. اینها لازمه این نصرت است.
(حَسِبَ، یَحسَبُ، تَحسَبُ، یَحسَبَنَّ، تَحسَبَنَّ): هر کجا این کلمات را در قرآن دیدید؛ یعنی یک فکرغلط است.
مثل این فکر که فکری غلط است که شهید مرده است؛ بلکه شهید زنده است و در پیشگاه خداوند روزی می خورد.
پیامبری آمده است که یک دنیا مقابلش ایستاده اند؛ رومیها، ایرانیها، مشرکین و یهودیها؛ پس پیروزی به این راحتی نیست.
کی به پیروزی میرسید؟ وقتی شما صبوری و پایداری و استقامت کنید، کار به جایی میرسد که ملتهای پیشین هم مثل ملت ابراهیم یا ملت موسی علیهما السلام، آنها هم سختیها کشیدند و آسیبها دیدند. کار به جایی میرسد که پیامبر(ص) و مؤمنان متزلزل میشوند و میگویند: «کی یاری خدا میرسد؟» اگر به اینجا رسیدند و ایستادگی کردند؛ نه اینکه اعتراض داشته باشند، بشارت از آسمان میرسد که به زودی نصرت خدا میرسد. شک نکنید که وعده خدا تحقق پیدا میکند و اتفاقاً در همین جنگ احزاب مسلمانان پیروز شدند.
حدود 30 تا 40 روز، مشرکین پشت خندقی که به پیشنهاد سلمان فارسی حفر کرده بودند، ایستادند.
رزمندگان به سختی این خندق را حفر کرده بودند؛ ولی یکی از آنها توانست به این طرف خندق بیاید و امیر مؤمنان علی علیه السلام با آن پهلوان گلاویز شد و کمر او را به زمین کوبید و سر او را از بدن جدا کرد و خدا هم شبانه طوفان را فرستاد و مشرکین عقب نشینی کردند.
سؤال اول: نصرت خدا کی میرسد؟ بعد از پایداری و ایستادگی و استقامت شما؛ یعنی واقعاً میرسد؟ شک نکنید که وعده خدا حق است.
سؤال دوم: از چه چیزی انفاق کنیم؟ (انفاق یعنی خرج کردن)؛ آیات زیادی در قرآن هست که اگر انفاق کنید، پاداشش چیست.
آیه 215: ای پیامبر؛ از تو میپرسند که چه چیزی را انفاق کنیم.
بگو: چیز خوبی را باید انفاق کنید. حالا هرچیز که بود و فایده داشته باشد؛ ولی مهم تر ازآن، این است که به چه کسی میخواهید بدهید؟ اولویتها را در نظر بگیرید. هر چیز خیری را که میخواهید انفاق کنید، اول پدر و مادر و بعد از آنها خویشاوندان اعم از برادر، خواهر، عمه، خاله، دایی و عمو و ... اینان ارحام هستند.
بعد از فامیل، یتیمان و بعد از یتیمان، بیچارگان و بعد ازآنها هم کسانی که در جادهها مانده اند. و هر کار خیری انجام بدهید، خدا از آن آگاه است.
سؤال سوم: چرا جنگ کنیم؟
آیه 216: جنگ بر شما واجب شد و شما برای جنگ میل ندارید؛ ولی خیلی از وقت ها شما یک چیزی را میل ندارید، اما خیر شما در آن است؛ مثلا وقتی جنگ میکنید، دشمن دیگر به کشور شما حمله نمی کند و وقتی جنگ میکنید، روحیه نوع دوستی در شما پیش می آید و یا وقتی جنگ میکنید، هماهنگی و همدلی بالا می رود و گاهی وقت ها یک چیزی را دوست دارید، اما شر در آن است و خداوند چیز هایی را میداند که شما نمیدانید.
سؤال چهارم: چرا جنگ در چهار ماه خاص حرام است؟
قبل از اسلام یک قانونی بود که از زمان پیامبران قبل، اعراب آن را رعایت میکردند و آن قانون این بود که چهار ماه آتش بس بود. اسلام که آمد، فرمود که ۱۲ ماه آتش بس است و ما جنگ نمیخواهیم. ولی حالا همین هم خوب است، ما قبول داریم که چهار ماه که میگفتند، آتش بس باشد. چهار ماه هم که سه ماهش به هم چسبیده است و یک ماه که از ماههای دیگر جداست:
ماه های ذیالقعده، ذیالحجه، محرم و ماه رجب.
اینها ماههای حرام است؛ یعنی احترام دارند و نباید در این ماه ها جنگ کنیم.
اسلام فرمود: «ما قبول داریم که در این چهار ماه جنگ نکنیم و آتش بس باشد.»
گروهی از طرف پیامبر(ص) رفته بودند تا اطلاعات از مشرکین جمع آوری کنند. در این ماموریت برخوردی پیش آمد و باهم وارد درگیری شدند و نمیدانستند که ۲۹ جمادی الثانی یا اول ماه رجب است؟
یکی از این مشرکین را کشتند و بعد هم به مدینه آمدند.
پیغمبر(ص) فرمود: «ماه رجب است که از ماه های حرام است.»
این ها گفتند: «ما به خدا نمیدانستیم.»
پیغمبر(ص) فرمودند: «یاران من نمیدانستند و ما قانون را رعایت میکنیم.»
ولی مشرکین تبلیغات کردند که مسلمانان به آتش بس احترام نگذاشته اند.
آیه 217: ای پیامبر؛ از تو سؤال میکنند که جنگ در ماه حرام حکمش چیست.
بگو: «جنگ در این چهار ماه گناه بزرگی است و ما آتش بس را قبول داریم و در این چهار ماه جنگ کردن حرام است. اما بستن راه خدا و کفر ورزیدن نسبت او و هتک حرمت به مسجد الحرام و اخراج ساکنان آن نزد خدا مهمتر از آن است و ایجاد فتنه (که مردم را به کفر تشویق می کنند و از ایمان باز می دارند) حتی از قتل هم بالاتر است و مشرکان پیوسته با شما می جنگند تا شما را از آیین تان برگردانند ولی کسی که از آیینش برگردد و در حال کفر بمیرد، تمام اعمال نیک او از بین می رود و آنان اهل دوزخند و همیشه در آن خواهند ماند.»
آیه 218: کسانی که ایمان آورده اند و کسانی که هجرت کرده و در راه خدا جهاد نموده اند،آنها امید به رحمت خدا دارند و خداوند آمرزنده و مهربان است.
سؤال پنجم: نظر اسلام درباره شراب و قمار چیست؟
عرب ها خیلی شراب را دوست داشتند و قمارهم برای خیلی ها جذاب است. اسلام میخواست اینها را حرام بکند.
خدای حکیم می دانست که اگر ناگهانی آنها را حرام اعلام بکند، خیلی ها ممکن است زیر بار نروند و پنهانی انجام بدهند، پس خداوند به تدریج آن ها را حرام کرد. به تدریج یعنی چه؟
گام اول: یک آیه نازل شد که وقت نماز شراب نخورید. مسلمانان گفتند: «معلوم است که خداوند خوردن شراب را دوست ندارد، پس بهتر است اصلاً کنار بگذاریم؛ ولی بعضی ها هم نماز میخواندند و هم شراب میخوردند.
گام دوم: یک آیه نازل شد که در شراب و قمار ضررها و فایدههایی هست؛ اما ضررش بیشتر است.
آیه 219: ای پیامبر؛ از تودر باره شراب و قمار سؤال می کنند. جواب بده: «(اثم یعنی گناه کبیره) گناه بزرگی دارد؛ هم در شراب و هم در قمار و البته منافعی هم از نظر مادی برای مردم دارد، ولی گناه آنها از نفعشان بیشتر است.
سؤال ششم: دوباره راجع به انفاق یعنی بخشش سؤال کردند که چه چیزی را انفاق کنیم.
مثلا کسی در حق شما بدی کرده است، او را ببخشید که این کار انفاق است. این یک معنای عفو است و معنای دیگر عفو؛ یعنی اضافه مال و دارایی خود را ببخشید.
مثلاً درآمد شما ۱۵ میلیون است و خرج شما ۱۳ میلیون است و ۲ میلیون از آن می ماند که می توانید از آن انفاق کنید.
سؤال هفتم: با یتیمان چگونه رفتار کنیم؟
چرا این سؤال را از پیغمبر(ص) پرسیدند؟ چون در سوره نساء آیه ای آمده و همه را ترسانده است.
آیه این بود که هرکسی مال یتیمی را بخورد، آتش خورده است وآنهایی که یتیم داری میکردند، ترسیدند و یتیمان را بیرون کردند و گفتند که برای چه من خودم را به دردسر بیندازم.
این آیه نازل شد. نه؛ منظور این نیست که یتیمان را بیرون کنید. منظور این است که سوء استفاده نکنید.
آیه 220: ای پیامبر؛ از تو درباره یتیمان سؤال میکنند. جواب بده: «به گونه ای با آنها رفتار کنید که اصلاح در آن باشد و کار آن ها را خراب نکنید و حریم آنها را مواظب باشید که خدا شما را میبیند و اگر آنان با شما زندگی می کنند، ایرادی ندارد، ولی شیطان فریبتان ندهد و مال یتیم را نخورید. آنها به عاطفه و محبت احتیاج دارند. آنها برادر و خواهر دینی شما هستد و یادتان نرود که خداوند میداند چه کسی خرابکاری میکند و چه کسی اصلاح میکند و اگر خدا بخواهد شما را به زحمت خواهد انداخت. همانا خداوند شکست ناپذیر و حکیم است.
خداوند دستور داد که زندگی خود را از زندگی یتیمان جدا نکنید و با هم زندگی کنید، ولی مراقب عواطف آنها باشید؛ زیرا خداوند قدرت دارد و میتواند به شما سیلی بزند و خداوند حکیم و دستوراتش هدفمند است