بسم الله الرّحمن الرّحیم
تفسیر آیات 85 الی 99 سورة الحجر
امسال ۱۵۰۰مین سال تولد پیامبر(ص) است. این جلسه را با جملهای از شهید مطهری (ره) آغاز میکنیم.
شهید بزرگوار؛ مطهری (ره) میگوید: «به نظر من موفق ترین انسان تاریخ، حضرت محمد (ص) است. او رهبری بود که بدون تکیه به قدرتهای جهانی و سرمایه داران توانست با اخلاق خوش و یک کتاب آسمانی در کمتر از ۵۰ سال نیمی از مردم جهان را به آیین خود متوجه کند.»
آیات ۸۵ تا پایان سوره حجر، همین مطلب شهید مطهری را بیان میکند که پیامبراسلام (ص)، چگونه توانست با این همه دشمن و با این همه تبلیغات و با این همه موانع موفق شود وعاملهایش این دو عنصر بوده است:
اول: اخلاق خوش و دوم: کتاب آسمانی
آیه ۸5: ما آسمانها و زمین و همه موجوداتی که بین زمین و آسمان است را جز به حق نیافریدیم؛ موجودی در این جهان عبث و بیهوده و بیهدف پیدا نمیکنیم.
یکی از اسمهای خداوند، حکیم است که در قرآن هم زیاد به کار رفته است.
خدا حکیم است؛یعنی چه؟ یعنی هیچ کاری را بی هدف انجام وهیچ دستوری را بی هدف نمی دهد و تمام آفریدههایش از خورشید و ماه و ستاره و باد و باران و جنگل و دریا وهرچه تصور کنید، برای هدفی آفریده شده اند. همه آسمانها و زمین و هر چه بین زمین و آسمان است، این قسمت از آیه ما را متوجه الله میکند. مبدأ عالم توحید است؛ یعنی این جهان کارگزار و آفریدگاری دارد که حکیمانه این جهان را آفریده است و نیمه دوم آیه درباره معاد است و یکی از اسامی قیامت «الساعة» است؛ یعنی قیامت حتماً آمدنی است.
قیامت چیست؟ قیامت یعنی زنده شدن مردهها؛ یعنی حساب و کتاب؛ یعنی بازخواست؛ یعنی صراط و یعنی جهنم و کیفر و پاداش.
نکته: کلمه ای که ایرانیها راجع به مردن به کار میبرند و غلط است، به کسی که میمیرد، می گویند: «فلانی فوت کرده است.» ولی این کلمه را ما در اسلام نداریم. فوت کرد؛ یعنی تمام شد. ولی کلمه ای که در قرآن و احادیث آمده است:«وفات کرد» می باشد؛ یعنی جای دیگری رفت که حساب و کتاب دارد.
آیه 86: حقیقت این است که پروردگار تو، خَلّاق است.(«خَلّاق» یعنی بسیار آفریننده)؛ یعنی کسی به اندازه خدا چیزی نیافریده است و خداوند کپی برداری نکرده و همه از جانب خودش است.
استاد عزیز بنده؛ حاج آقای قرائتی این مثال را میزند. میفرماید:«آدم ها مثل میوهها هستند؛ بعضی توتی، بعضی اناری، بعضی گردویی و بعضی نارگیلی و ...
توتی چه جوری است؟ توت شیرین است و پوست وهسته ندارد وهمان اول بهار با یک گرمای کم می رسد و چیدن لازم ندارد؛ مثل آدم هایی که تا یک واعظی شروع به حرف و روضه می کند، اشکشان جاری می شود.
بعضی از آدم ها اناری هستند. انار چه جور است؟ انارآخر تابستان میرسد؛ یعنی سه ماه از توت دیرتر می رسد و گاهی ترش و شیرین است. انار پوست دارد و وقتی می خواهی بچینی، ته انار تیغ دارد و به راحتی چیده نمی شود. بعضی از آدم ها مثل انارند.
بعد از انار گردو است. چیدن گردو هم کار خیلی سختی است و بعد از چیدن هم، گردو دارای چند پوست محکم است که به سختی شکسته می شود و پوستش هم دست آدم را رنگی می کند و بعد از آن، یک پوست قهوهای دارد که کندن آن هم هنر میخواهد و بعد از آن، یک پوست نازک دیگری هم دارد و وقتی تازه است، تلخ می باشد.
میوه چهارم نارگیل است. کندن نارگیل و بالا رفتن از درخت آن خیلی سخت است و بعد از چیدن یک پوست پشمالو دارد و بعد که آن پوستش را برداشتی، یک پوست دیگری مثل فولاد دارد؛ ولی اگر کسی بتواند به مرکزآن برسد؛ عجب شیره ای دارد.»
خداوند به پیامبر(ص) می فرماید: «ای پیغمبر؛ کسانی را که ناسزا میگویند و بیاحترامی میکنند، ندیده بگیر و با بزرگواری با آنان رفتار کن؛ تو از طرف ما اعزام شدهای.»
امام رضا علیه السلام فرمود: «صَفح جمیل، گذشتی است که در آن سرزنش نباشد.»
جمیل یعنی چه؟ یعنی به رو نیاورد و سرزنش وملامت نکند و خدا آن را جبران میکند.
پیغمبر(ص) به خدا عرض کرد: «پروردگارا؛ این را که شما میفرمایید، خیلی سخت است و بعضی از مردم خیلی بد گویی و اذیت میکنند.»
آیه 87: خداوند میفرماید: «ای پیامبر؛ ما به تو دو چیز دادهایم: یکی هفت تا دوتایی و یکی قرآن بزرگ را.»
قرآن بزرگ را همه شما متوجه می شوید.
7 تا دوتایی چیست؟ اینجا ازآن جاهاییست که مفسران، با کمک احادیثی که از ائمه علیهم السلام به ما رسیده، تفسیر کرده اند؛ یعنی سوره حمد. سوره حمد ۷ آیه دارد و دوتایی اش یعنی ما در نمازها سوره حمد را دو بار میخوانیم: یکی رکعت اول و یکی رکعت دوم که این می شود ۷ تا دوتایی.
معنی دیگر: کلماتی در سوره حمد هستند، جفت جفت تکرار شده اند و بعضی گفته اند که معنایش این است که سوره حمد، دو قسمت دارد: یک قسمت آن ستایش خداوند و قسمت دیگرآن، بندگی خداوند است.
در قسمت اول، خدا را به بزرگی ستایش میکنیم و تشکر میکنیم و در قسمت دوم از خدا کمک میخواهیم. سوره حمد جزء قرآن است؛ ولی خدا جدا آورده است و همه فرقه های شیعی و سنی، اعتقادشان این است که ما در اسلام، نماز بدون سوره حمد نداریم.
پس بین سورههای قرآن، از یک برجستگی خاص برخورداراست و هفت آیه دارد و خیلی هم کوچک است، ولی دنیایی از معنا دارد.
سوره حمد سوره ای است که امام باقر علیه السلام فرمود: «اگر کسی مشکلی یا بیماری دارد با خواندن سوره حمد خوب می شود. اگر خوب نشد، با هیچ چیز دیگری خوب نخواهد شد.»
پیغمبر (ص) فرمود: «اگر این سوره را ۷۰ بار بر مرده خواندید و زنده شد، تعجب نکنید.»
«ای پیامبر؛ ما به تو سوره حمد و قرآن را داده ایم.» از تبلیغات و تعصبات و مخالفتها نترس؛ چون چنین کتابی دست تو است.
معنایش این است که در این هزار و چند صد ساله، هر وقت مسلمانان از نظر علمی و عملی رابطه شان با قرآن بیشتر بوده، پیشرفت بیشتری کرده اند.
آیه 88: به («ازواج» یعنی گروهها) گروهها؛ ما دارایی ها و مَرکَبها و خانهها وشهرهایی به آنها داده ایم و به خاطر آنچه آنها دارند، چشم ندوز وغمگین نباش. ای پیامبر؛ تو وظیفه ات را انجام دادی و با بهترین شیوه دعوت نمودی و تبلیغ و دعایشان کردی و دربرابر مؤمنان با آنان با تواضع و فروتنی رفتار کن.
یک دستور دیگر: «وَ اخفِض جَناحَک» در زبان عربی دو کلمه است و دو معنا برایش گفته اند.
معنای اول: پرنده ای مثل عقاب، وقتی میخواهد به سمت بالا بپرد، بال هایش را باز میکند و وقتی میخواهد به سمت پایین بیاید، بال هایش را جمع میکند. به این جمع کردن بال پرنده که میخواهد بر روی زمین بنشیند، عرب ها «خَفض جَناح» می گویند.
«جناح؛ یعنی بال و پر»
خدیجه کبری سلام الله علیها میگوید: «یک هفته پیغمبر(ص) را با چشم گریان دیدم و یک روز با لب خندان. گفتم: «یا رسول الله؛ چرا این قدر گریه میکنید؟» فرمود: «یک هفته دنبال هدایت یک نفر هستم، امروز موفق شدم و او را به اسلام دعوت کردم.»
عیسی بن مریم سلام الله علیه، به شاگردانش التماس میکرد که پاهایتان را بیاورید تا من بشویم. معنای آن این است که مسؤولین باید نسبت به مردم متواضع باشند.
معنای دوم: در ادبیات عرب، پرنده ها گاهی جوجههایشان را زیر بال خود می گیرند که به این نیز (خَفض جَناح) می گویند.
یعنی ای پیغمبر؛ این مؤمنان را زیر چتر خودت بیاورو برایشان پدری کن و برایشان غصه بخور.
آیه 89: ای پیامبر؛ فقط هم مهربانی نه؛ بلکه گاهی وقت ها به مردم بگو: «من ترساننده و هشدار دهنده هستم.»
آیه 90: ما بر آنها عذابی می فرستیم،همانگونه که قبلاً هم خداوند عذابش را بر«مُقتَسِمین» نازل کرده است.
«مقتسمین» یعنی چه؟ «مقتسمین» از قسمت می آید؛ یعنی کسانی که قسمتهایی از کتاب خدا را که به نفع شان هست، قبول دارند و قسمتهایی را که به نفعشان نیست، قبول ندارند.
دوستی دارم که میگفت: «به هلند برای تبلیغ رفته بودم و در آنجا گفتم که یک قرآن بیاورید؛ میخواهم بخوانم. یک قرآن آوردند و دیدم صفحاتش کمتر از قرآنهای ماست. اول فکر کردم حروفش ریز است و بعد دیدم که اینطور نیست، حروفش مثل همین قرآن است، ولی کم است. از یک نفر پرسیدم که این چه قرآنی است؟ گفتند: ما آیات جنگ را از آن برداشته ایم.»
آیه 91: «عِضیِن» از عضو می آید و قرآن هم عضو دارد. هر آیه عضوی از قرآن است. یک عضو را میگیرند و یک عضو را رها میکنند.
آیه 92: به خدایت قسم؛ ما در قیامت از آنها سؤال خواهیم کرد و دادگاه تشکیل خواهیم داد. محکمه ای وجود دارد؛ شوخی نگیرید.
آیه 93: راجع به کارهای ما آدم ها سؤال می کنند که چرا این کار را کردی و یا چرا آن کار را نکردی. شما مسؤولیت دارید و از همه شما سؤال خواهد شد. هر کس در هر پستی هست، مسؤول است.
آیه 94: ای پیامبر؛ اسلام را علنی کن تا آوازه اسلام به همه دنیا برسد و مأموریت را آشکار کن و مشرکین را ندیده بگیر.
آیه 95: ما پشت و پناه تو هستیم و ما با کسانی که علیه تو تبلیغات می کنند، برخورد می کنیم.
آیه 96: همان ها که معبود دیگری با خدا قرار دادند؛ اما به زودی می فهمند.
آیه 97: ما می دانیم سینه تو از تبلیغات دشمن تنگ شده است.
آیه 98: برای دفع ناراحتی ها، نماز بخوان و سبحان الله و الحمدلله بگو تا سینه ات باز و روحت بزرگ شود و از خدای بزرگ تشکر کن.
آیه 99: و خدایت را عبادت کن تا یقین (مرگ) تو برسد.
یقین یعنی مرگ و مرگ همان چیز یقینی برای همه است؛ یعنی اینکه تا مرگت فرا برسد، عبادت کن.
با عبادت و راز و نیاز و رکوع و سجود و نماز و شب زنده داری قوت میگیری