بسم الله الرّحمن الرّحیم
تفسیر آیات 142 الی 148 سوره بقره
از سه امام به ما حدیث رسیده است که هر کس فاطمه معصومه سلام الله علیها را در قم زیارت کند، بهشت بر او واجب میشود.
این نشانه شخصیت این بانوست که عمری برای بیداری ملتها و برای انتشار احادیث اهل بیت تلاش کرده است و به دعوت حضرت رضا علیه السلام از مدینه با جمعیتی از علویان و فاطمیون راهی ایران شد. عباسیها هم احساس خطر کردند و ایشان را کشتند و مسموم کردند. روزهای پایانی عمر ایشان تمام به عبادت خدا گذشت.
این ماهها به خاطر اینکه 1500 مین سال تولد پیامبر (ص) است، آیاتی را انتخاب کرده ایم که با شخصیت پیامبر (ص) ارتباط داشته باشد. در این برنامه تفسیر آیات 142 تا ۱۴8 سوره بقره را خواهیم داشت که درباره حادثه مهمی است و زمان پیامبر (ص) رخ داده است و آن حادثه تغییر قبله می باشد.
پیامبر (ص) ۲۳ سال پیامبری کرده است: 13 سال در مکه و ۱۰ سال در مدینه؛ از همان روز اول هم که روز دوشنبه بوده به پیغمبری رسیده بود. نماز را به طرف خدا به جا آورده بود. اولین نمازگزاران امیرمؤمنان علی علیه السلام، خدیجه کبری سلام الله علیها، زید بن حارثه و فاطمه بنت اسد و جعفر بن ابیطالب بودند. اینها کار اولشان همین نماز بود؛ چه به صورت جماعت و چه فرادی.
شما سؤال میکنید که به چه سمتی نماز میخواندند. به سمت بیت المقدس، قبله یهودیان. چرا؟ به خاطر اینکه خانه کعبه آغشته به بت ها شده بود؛ هم داخل کعبه و هم دور تا دور کعبه و هم بر بام کعبه؛ به تعداد روزهای سال یعنی حدود ۳۶۰ بت قرار داشت.
اگر مسلمانان هم به سمت کعبه نماز میخواندند، متهم به بت پرستی میشدند.
خداوند فرموده بود که به سمت بیت المقدس نماز بخوانند. آن جا هم مکان مقدسی است. پس در این ۱۳ سال مسلمانان جهت عبادت شان (قبله) به سمت بیت المقدس بود تا هجرت کرده و به مدینه آمدند.
در مدینه هم چند ماه (بین ۷ تا ۱۷ ماه) به سمت بیت المقدس نماز می خواندند.
یهودیان مدینه، پیغمبر (ص) را اذیت میکردند. پیامبر (ص) مخالفینی داشت؛ چه در مکه و چه در مدینه.
مخالفین مکه بیسواد، ولی مخالفین مدینه باسواد بودند.
حالا سؤال من از شما این است که آیا بیسوادها بیشتر پیغمبر (ص) را اذیت میکردند یا باسوادها؟
اذیتی که یهودیها به پیامبر (ص) کردند، یک هزارم آن را بت پرستها نکردند.
یهودیان میدانستند که ایشان پیامبر خدا هستند و میدانستند این کتاب، کتاب آسمانی است، پس لجاجت واذیت میکردند؛ از جمله اذیت هایشان این بود که میگفتند: «دین اسلام شعبهای از یهود است.» چرا؟ چون مسلمانان به سمت قبله ما (بیت المقدس) نماز میخوانند. پس معلوم می شود آنها استقلال ندارند و طعنه زده و بیاحترامی میکردند.
پیامبر (ص) هم خیلی با ادب بود و روی حرف خدا هیچ حرفی نمیزد و وقتی خداوند فرموده بود که رو به بیت المقدس نماز بخوانید، می گفت: «به روی چشم.» ولی شبها زیر آسمان می آمد و به شکل ویژه ای نگاه می کرد و خدا هم می دانست که منظور پیامبر (ص) چیست. منظورش این بود که خدایا این یهودی ها نیش و کنایه میزنند و من هم تو را دوست دارم. چه کنم؟
تا اینکه پیامبر (ص) در مسجدی در مدینه، نماز ظهر میخواند؛ دو رکعت نماز ظهر را که خواند، جبرئیل نازل شد و کتف پیغمبر (ص) را از بیت المقدس به سمت کعبه چرخاند و تقریباً بیش از ۹۰ درجه می شد.
نماز جماعت به هم ریخت. ولی زود هماهنگ کردند.
خانم هاعقب وآقایان جلو بودند. این را مفسران نوشته اند که زود هماهنگ کردند.
دو رکعت ازیک نماز را پیامبر (ص) به سمت بیت المقدس خواند و دو رکعتش را به سمت کعبه.
بعدا هم اسم آن مسجد را (مسجد ذو قبلتین) گذاشتند؛ یعنی: دو قبله ای.
وقتی قبله عوض شد، یهودیان شروع به تبلیغات کردند و می گفتند: «چرا قبله عوض شده است؟»
قبله به این خوبی؛ بیت المقدس؛ چرا تغییر کرده است؟ این مسلمانان ثبات ندارند.
هر روز به یک طریقی طعنه میزدند. این آیاتی که میخواهیم بخوانیم، آیات 142 تا ۱۴۸ سوره بقره، راجع به قصه تغییر قبله است.
آیه 142: خدا پیشگویی کرده است قبل از اینکه یهودیان بخواهند سمپاشی و تبلیغات کنند، خدا از قبل فرموده: «به زودی سبک مغزهای بیخردی می آیند و اعتراض می کنند که چرا مسلمانان از آن قبله ای که بر آن بودند، دست برداشتند؟»
یعنی از بیت المقدس دست برداشتند و به سمت کعبه نماز خواندند.
ای پیامبر بگو: «ما وقتی به این سمت نماز میخوانیم، منظورمان این نیست که خدا این طرف است. خدا که جسم نیست، خدا که جهت ندارد. خدا همه جا در آسمان و زمین و مشرق و مغرب است.»
پس این قبله معنایش چیست؟ قبله برای اتحاد است؛ قبله برای انسجام برای جهتگیری در زندگی است.
به این سمت نماز خواندن؛ یعنی مسلمان ها یک جهت دارند و جهتشان هم پر معناست؛ به سمت مسجدالحرام.
کعبه نشانی از حضرت ابراهیم و حضرت اسماعیل علیهما السلام است، پس قبله معنایش این نیست که خدا به طرف خاصی است. قبله برای اتحاد است و خداوند هر که را بخواهد، به راه راست هدایت می کند.
آیه ۱۴3: ما که خدا هستیم، شما مسلمانان را یک امت معتدل قرار دادیم. آن وقت مسلمانان در دنیا باید الگو باشند و بر مردم جهان نظارت کنند.
یعنی زیاده روی در شما نیست؛ تند روی و کند روی نیست؛ مکتب اسلام اخلاق، سیاست، فرد و جمع، دنیا و آخرت و مادیات و معنویات است. کامل ترین دین، اسلام و جامع ترین کتاب، قرآن و خدا اینطور خواسته است.
بر مسلمانان چه کسی نظارت می کند؟ پیامبر (ص) بر آنها نظارت می کند.
ادامه معنی آیه 143؛ تغییر قبله چند تا فلسفه داشته است:
دلیل اول این بود که میخواستیم بدانیم چه کسانی پیرو و تابع پیغمبر (ص) هستند.
پیامبر (ص) فرموده که به این سمت نماز بخوانیم و ما اطاعت امر کردیم، حالا از این به بعد باید به سمت مسجد الحرام نماز خوانده و تسلیم امر خدا باشیم.
پیامبر (ص) فرمود اند که در شهر نمازهای چهار رکعتی را چهار رکعت و در سفر دو رکعت بخوانیم؛ برای روزه هم شکسته می شود.
دلیل دوم تغییر قبله، شناسایی مسلمانان است؛ یعنی اینکه چه کسی تسلیم است و چه کسی تسلیم نیست.
سوال: چرا مسلمانان به سمت کعبه نماز نمیخواندند، در حالی که بتها هنوز آنجا بودند و شکسته نشده بودند؟
جوابش این است: زمانی که از مدینه نماز میخواندند، چنین برداشتی نمیشد که به سمت بت ها نماز می خوانند، بلکه از مدینه میگفتند که به سمت مکه نماز می خوانیم وآن مفهوم برداشت نمیشد.
بعد از فتح مکه، بت های خانه خدا را شکستند و امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام به دستور پیغمبر (ص)، پاهایش را بر شانه ایشان گذاشت و بر بام کعبه رفت و بتها را شکست.
یهودیان بر سر زبان ها انداختند نمازهایی که تا حالا خوانده اید، خراب و باطل است. آیه نازل شد که اینگونه نیست؛ نمازها صحیح است. نمازهایی که تا حالا خوانده اید، صحیح است و نمازهایی که از این به بعد هم بخوانید، درست است و خداوند نسبت به مردم مهربان است. تا حالا دستور این بوده است و شما هم به دستور عمل کرده اید.
یهودیها عصبانی و خشمگین شدند؛ چون برای یهودیان یک فرصتی پیش آمده بود و میتوانستند ایمان آورده و مسلمان شوند.
بین پیامبران فرقی نیست، همه از طرف خدا آمده اند. همه کتاب آسمانی دارند، اما هر پیامبری که آمده، دین پیامبر قبلی را کامل تر کرده است و کتابی که آمده، از کتاب قبلی کامل تر بوده است.
آیه 144: خدا با پیامبر (ص) صحبت می کند: «ای رسول ما؛ ما میبینیم شبها می آیی و به آسمان و به ستارهها نگاه میکنی و چیزی نمی گویی، ولی ما می فهمیم برای چه نگاه میکنی. تو یک قبله مستقل می خواهی. به زودی قبله ای به تو میدهیم که تو راضی شوی.»
از این آیه معلوم می شود که استقلال چقدر مهم بوده و چقدر وابستگی بد است.
یهودیان میدانستند و در کتاب هایشان خوانده بودند که پیامبر آخرالزمان نشانههایی دارد. یک نشانه اش این است که دو قبله ای است. حالا که قبله عوض شده، نشانه حقانیت آن را می دانستند، ولی زیر بار نرفتند.
بعضی گفته اند که حدود ۸۰۰ آیه در قرآن درباره همین یهودیهاست که تا آخرالزمان چه میکنند. این آیه میفرماید یهودیان میدانستند پیغمبر (ص) برحق است و میدانستند که عوض شدن قبله به دستور خداست و خدا هم غافل نیست.
خداوند ازعملکرد یهودیان و از عملکرد مسلمانان ضعیف الایمان خبر دارد. حالا پیغمبر (ص) چه کاری باید انجام دهد؟
آیه 145: ای پیامبر؛ تو اگر عقب نشینی بکنی، این یهودیان به سمت قبله تو نماز نخواهند خواند. تو هم محکم باش و از این به بعد به سمت بیت المقدس نماز نخوان و به دستور خدا، رو به کعبه نماز بخوان.
مسیحیها یک قبله و یهودیها هم یک قبله داشتند، اما اینها زیر بار هم نمیرفتند؛ با اینکه حضرت عیسی مسیح علیه السلام بعد از حضرت موسی علیه السلام آمده بود و همه باید پیرو قبله مسیحیان می شدند، اما یهودیان قبول نکردند.
خدا نهیب میزند که ای پیامبر؛ اگر دنبال هوا و هوس یهودیان باشی، تو از ستمگران خواهی بود. تو به دنبال فرمان خدا باش.
آیه 146: این ها پیغمبر (ص) را دقیقاً میشناختند، همان طوری که یک پدر، بچه اش را میشناسد؛ شک و تردید نداشتند، اما رو در روی او ایستادند و نقشه قتلش را کشیدند و مسلمانان را آزار دادند؛ اینها یک چنین موجوداتی هستند. این تصویری است که قرآن از یهود برای ما گفته و جمعی از این یهودی ها حق را با اینکه میشناسند، پنهان و انکار میکنند.
آیه 147: ای پیامبر؛ حق از جانب پروردگارت به تو رسیده؛ شک نکن.
و پیامبر (ص) هم مأموریتش این است که نباید شک بکند و با استقامت بایستد.
یک سؤال: قبله امتهای قبل را چه کسی تعیین کرده است؟
آیه 148: «وِجهَة» یعنی قبله؛ یعنی جهت. هر امتی قبلهای داشتند که خدا مشخص میکرده است.
آیا خود مردم انتخابات می کنند که قبله شان را تعیین کنند؟ نه؛ قبله امت ها را خدا مشخص میکرده است و حالا ما در این آیات، قصهای را خواندیم که در آن قبله تغییر کرده است؛ اول به سمت بیت المقدس بوده و بعد به سمت مکه تغییر کرده است. بحث نکنید؛ بحثها را کنار بگذارید. هر کجا که هستید، جمع شوید و خدا هم شما را خواهد آورد و در قیامت از شما بازخواست خواهد کرد. در کارهای خوب مسابقه بگذارید و از یکدیگر سبقت بگیرید.