(1368-1268ش)، ستیزهگر با استعمار و استبداد در اواخر دوران قاجار و پهلوی، و حامی نهضت امام خمینی.
زندگی و زمانه
شیخ حسین لنکرانی فرزند شیخ علی در تهران، محلۀ قدیمی سنگلج و در خانواده اصیل روحانی، زاده شد. پدربزرگ او از لنکران به ایران مهاجرت کرده بود. شیخ حسین، مقدمات دروس حوزه را نزد پدر و استادان حوزۀ علمیۀ تهران فرا گرفت، سپس با مهاجرت به نجف، دروس را تا اجتهاد ادامه داد. سرانجام به تهران بازگشت و به ترویج فرهنگ اهل بیت و نشر تفکر جهاد و مبارزه با استبداد و استعمار پرداخت.
خدمات و افتخارات
پدرش شیخ علی، از یاران و همفکران شیخ فضلاللّه نوری بود. به همین جهت شیخ حسین از دوران نوجوانی با شیخ فضلاللّه آشنا شد و تحت تأثیر افکار انقلابی او قرار گرفت. این تأثیرپذیری عاملی مهم بود که از او یک مبارز خستگیناپذیر در برابر استبداد داخلی و استعمار خارجی ساخت.
سال 1298ش قراردادی ننگین میان ایران و انگلستان در حال امضا از سوی وثوقالدوله بود که آیة اللّه لنکرانی در کنار شهید مدرس، با روشن ساختن اذهان مردم، فعالیت فراوان کرد تا چنین قراردادی امضا نشود و تا حدودی در این راه موفق شد.
در زمان خفقان رضاشاهی همچنان با او و انگلستان مبارزه میکرد و این سبب شد چند بار رضاشاه او را تبعید کند. هنگامی که رضاخان به دست انگلیسیها در جزیره موریس تبعید بود، در دیدار با بعضی فرزندانش، از آیة اللّه لنکرانی سراغ گرفته گفته بود: «آن دشمن باشرف من چه میکند؟»
آیة اللّه لنکرانی در دورۀ چهاردهم مجلس شورای ملی در حوزه انتخابیه اردبیل با حمایت برخی علما وارد مجلس شد و در دو سال نمایندگی، نقشی مهم ایفا کرد اما چندین بار مورد بیمهری ایادی حکومت قرار گرفت و سرانجام سال 1325ش همراه چند تن دیگر، بازداشت، زندانی و تبعید شد.
آیة اللّه لنکرانی در حمایت از نهضت ملی شدن صنعت نفت، نقشی فعال داشت و با کنشگران این عرصه مراوده داشت. با آیة اللّه سیّد ابوالقاسم کاشانی صمیمانه مرتبط بود و از تلاشهای ضد استعماری و ضد استبدادی او با شجاعت حمایت میکرد. همچنین با شهید نواب صفوی ارتباط داشت و فدائیان اسلام از رهنمودهای وی بهره میبردند.
وقتی که آیة اللّه لنکرانی کتاب کشف الاسرار امام خمینی را دید، مشتاق دیدار با ایشان شد و این دیدار سبب ارتباط خانوادگی در مدتی کوتاه شد. در طول دوران ستمشاهی و پس از پیروزی انقلاب اسلامی نیز با عشق و علاقه به حضرت امام، از ایشان حمایت میکرد و حضرت امام نیز به او به دیدۀ احترام مینگریست.
در قیام 15 خرداد 1342، آیة اللّه لنکرانی از جمله کسانی بود که به اتهام تحریک مردم، دستگیر و روانه زندان شد.
پارهای از ویژگیهای برجسته آیة اللّه لنکرانی را میتوان فهرستوار این گونه برشمرد: ذوب در تشیع، عاشق اهل بیت، ثبات و پایداری در دفاع از مرزهای عقیدتی و جغرافیایی، عزت نفس، تأکید بر استقلال مالی، امید به آینده و توجه به خواستۀ مردم.
او با زبانهای انگلیسی و روسی نیز آشنا بود.
درگذشت
روزهای آخر زندگی آیة اللّه لنکرانی مصادف شد با ارتحال امام خمینی. این مصیبت بر او سخت گران آمد. در آن ایام با اینکه در اثر کهولت، در بستر بیماری بود، از وظیفه سیاسی، اجتماعی و انقلابی خود غفلت نکرد و در تاریخ 18 خرداد 1368 به عنوان تسلیت این مصیبت و تبریک انتخاب مقام معظّم رهبری، پیامهایی خطاب به آیة اللّه پسندیده، آیة اللّه خامنهای و حجة الاسلام سیّد احمد خمینی نوشت. متن پیام او به مقام معظّم رهبری چنین است:
بسم اللّه الرحمن الرحیم
جناب مستطاب، آیة اللّه سیّد علی خامنهای
سلام علیکم!
با عرض تسلیت به مناسبت این واقعه خیلی بزرگ و دردناک و اظهار رضایت از مصلحتاندیشی فقهای معظّم خبرگان و به خصوص از تسریع آن حضرات در اتخاذ تصمیم به انتخاب جنابعالی به منظور جبران و پر کردن خلأ حاصل از فقدان حضرت آیة اللّه خمینی ـ رضوان اللّه علیه ـ موجب امیدواری زیاد شد که:
عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت
بس شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت
از خداوند منّان مسئلت دارم که در این مقامِ خیلی مهم و حساس، جنابعالی را یاری دهد تا منشأ خیر و صلاح فراوان باشید.
با تقدیم احترامات فائقه
شیخ حسین لنکرانی
18/ 3 / 68ش
ساعاتی بعد، در شب پنجشنبه 18 خرداد 1368، آیة اللّه شیخ حسین لنکرانی به ملکوت اعلی پیوست و پیکرش با حضور مردم و علمای تهران و قم، از تهران به شهر ری تشییع گردید و در حرم حضرت عبدالعظیم(ع)، رواق آیة اللّه کاشانی به خاک سپرده شد.
منبع: «آیت بیداری»، عبدالرحیم اباذری، وبسایت فرهیختگان تمدن شیعی: http://nbo.ir