(1353-1262ش)، حکیم، فیلسوف و فقیه.
زندگی و زمانه
آیة اللّه عصّار حدود سال ۱۳۰۰ق در سامرّا متولد شد. پدرش، سیّد محمّد لواسانی مشهور به عصّار (م ۱۳۵۶ق) از عالمان بزرگ تهران بود. محمّدکاظم سه سال داشت که پدرش او را به مکتبخانۀ روبهروی مدرسۀ مروی فرستاد. این مکتبخانه سالها قبل، از محل موقوفات مدرسۀ مروی ساخته شده بود و معلمش حقالزحمهای داشت که هر ماه ناظر موقوفات به او پرداخت میکرد. سیّد محمّدکاظم در این مکتبخانه نزد محمّدعلی اصفهانی، قرآن و خط و زبان فارسی آموخت. در پنج سالگی به مدرسۀ عبداللّه خان رفت و نزد یکی از طلاب فاضل آن به مدت سه سال زبان و ادبیات عرب و مقدمات منطق را فرا گرفت.
سیّد محمّدکاظم هنوز کمتر از ده سال داشت که برای فراگیری علوم دینی به مدرسۀ مروی آمد و در مدت شش سال از محضر استادان عالیقدر آن بهرهمند گردید. مدرسۀ صدر یکی دیگر از مراکزی بود که آقای عصّار خوشهچین دانش اساتید آن بود. او در مدرسۀ مروی از محضر آیة اللّه سیّد عبدالکریم لاهیجی، سیّد محمّد تنکابنی، میرزا مسیح طالقانی، شیخ علی نوری و دیگر مدرّسین آن استفاده کرد. چندی بعد نیز که به تحصیل دروس عالیۀ معقول رو آورد، به مدرسۀ سپهسالار قدیم آمد و در محضر میرزا حسن کرمانشاهی زانوی شاگردی زد. برخی دیگر از استادان ایشان در حوزۀ علمیۀ تهران عبارتاند از: میر شهابالدین نیریزی، میرزا هاشم اشکوری، شیخ عبدالنبی نوری و شیخ محمّدرضا نوری.
سیّد محمّدکاظم به خاطر علاقهای که به علوم جدید به ویژه ریاضیات داشت، حدود پانزده سالگی به دارالفنون رفت و مدتی از اساتید دانش مهندسی و ریاضی علم آموخت و در همان زمان، بر زبان فرانسوی مسلط شد. در هجده سالگی نیز سفری به اصفهان داشت و از محضر میرزا جهانگیرخان قشقایی و آخوند ملّا محمّد کاشی بهره برد.
آیة اللّه عصّار از سال ۱۳۱۹ تا ۱۳۲۷ق به تحصیل فلسفه و عرفان اشتغال داشت و سال ۱۳۲۷ق به پیشنهاد استاد خود، مهندس عبدالرزاق بغایری، رئیس وقت دارالفنون، برای تأسیس نخستین دبیرستان آذربایجان، به تبریز رفت و در آنجا به تدریس علوم طبیعی، ریاضیات، حساب، هندسه، هیئت، زبان فرانسه و... مشغول شد. در همین زمان بود که بین ایشان و ثقةالاسلام تبریزی دوستی عمیقی برقرار شد. معروف است که آن نزد استاد عصار، قسمتی از کتاب اسفار ملّاصدرا را فرا گرفته است.
با شهادت ثقةالاسلام تبریزی در سال ۱۳۳۰ق سیّد محمّدکاظم عصار از تبریز به اروپا رفت و در فرانسه، دانشکدۀ علوم پزشکی پاریس ثبتنام کرد. اما حضورش در آن سرزمین چندان دوامی نیاورد و به عزم سفر به نجف اشرف، فرانسه را ترک کرد. چنین نقل است که عصّار به هنگام اقامت در پاریس، شبی در خواب، امام علی بن ابیطالب(ع) را زیارت میکند که به او میفرماید: «پاریس چرا؟ بیا به نجف!». وی از پس آن رؤیای صادقه، از فرنگ به ایران بازمیگردد و سپس در ۱۳۳۱ق به عراق میرود.
او ابتدا در سامرّا از محضر میرزا محمّدتقی شیرازی بهرهمند شد و سپس به نجف اشرف رفت و از دروس شیخالشریعه اصفهانی، آقا ضیاءالدین عراقی و سیّد محمّدکاظم یزدی استفاده کرد. در این میان سیّد محمّدکاظم به حلقۀ شاگردان آقا سیّد احمد کربلایی از اعظم شاگردان آخوند ملّا حسینقلی همدانی نیز راه یافت و تحت تربیت آن استاد کامل، مراتب کمال معنوی را طی کرد.
خدمات و افتخارات
آیة اللّه سیّد محمّدکاظم عصار پس از حدود هشت سال اقامت در عتبات عالیات عراق، سال ۱۳۳۹ق به تهران بازگشت و همان سال از طرف متولی مدرسۀ عبداللّهخان به استادی و ادارۀ مدرسه منصوب شد. سال ۱۳۰۸ش از طرف وزارت معارف، مأمور به تدریس فلسفه در دانشسرای عالی میشود و پس از تأسیس دانشکدۀ علوم معقول و منقول، در آنجا به تدریس علم اصول و فلسفۀ مشاء میپردازد.
وی در زمان رضاخان که حکم کرده بود استادان معمّم باید عمامۀ خود را بردارند و به لباس متّحدالشکل در آیند، از این دستور امتناع ورزید و به وسیلۀ وزیر دربار به شاه پیغام داد که «شاه تاج دارد و این عمامه هم تاج من است». او حاضر شد که از استادی دانشگاه چشمپوشی کند ولی عمامۀ خود را که آن را نمادی از هویت خود میدانست از سر برندارد. این در حالی است که شخصیتهای بسیاری در آن زمان به خاطر فشار حکومت، لباس روحانیت را از تن درآوردند.
آموزش و تربیت تعداد زیادی از حوزویان و دانشگاهیان، از دیگر خدمات و افتخارات آیة اللّه سیّد محمّدکاظم عصّار است که از آن میان، میتوان به این اشخاص اشاره کرد: آیة اللّه شیخ محمّد جولستانی، آیة اللّه سیّد شهابالدین مرعشی نجفی، دکتر علیاکبر شهابی، دکتر محمود روحالامینی، سیّد کریم امیری فیروزکوهی، دکتر نصرتاللّه کاسمی، استاد بدیعالزمان فروزانفر و دکتر سیّد حسین نصر.
آثار
از استاد سیّد محمّدکاظم عصّار آثار گوناگون در فقه، اصول، حکمت، عرفان، تفسیر و حدیث موجود است که حکایت از تخصص ایشان در علوم متداول عصر دارد.
درگذشت
آیة اللّه سیّد محمّدکاظم عصّار سرانجام در دی ۱۳۵۳ش دار فانی را وداع گفت و پیکر مطهرش در آستان حضرت عبدالعظیم(ع)، رواق کنونی شیخ ابوالفتوح رازی به خاک سپرده شد.
منابع: فیضیۀ تهران: دانشنامۀ مفاخر مدرسۀ علمیۀ مروی و سپهسالار قدیم، تهران: واژهپرداز اندیشه، 1400ش، ص344-349؛ دانشنامۀ اینترنتی حوزوی ویکی فقه: https://fa.wikifeqh.ir