(1292-1236ق)، فقیه و حکیم پرآوازه.
زندگی و زمانه
میرزا ابوالقاسم در ربیعالثانی ۱۲۳۶ق در تهران متولد شد. پدرش میرزا محمّدعلی و جدش میرزا هادی از بازاریان و تجار بودند، و چون جدش از نور مازندران به تهران مهاجرت کرده بود، به «نوری طهرانی» شناخته شدند؛ و به خاطر داییاش محمودخان کلانتر ـ که کلانتر تهران در دوران محمّدشاه قاجاربود ـ به «میرزا ابوالقاسم کلانتر» نیز شهرت یافت.
میرزا ابوالقاسم در چنین خانوادۀ صالحی دوران کودکی خود را پشت سر گذاشت. وی به خاطر هوش فراوان و استعداد بالایی که داشت، به کسب دانش علاقۀ فراوانی نشان داد و با نبوغ فراوانش، به سرعت خواندن و نوشتن و دروس مقدماتی را فراگرفت. پس از آن به همراه عموی خود به اصفهان رفت و چند سالی در آن شهر به کسب علم و دانش مشغول شد. سپس به تهران بازگشت و پس از زمانی کوتاه، برای تکمیل تحصیلات خود به عراق سفر کرد. طولی نکشید که به خاطر دشواری گذران معیشت، نتوانست در عتبات عالیات بماند و با کولهباری از دانشهای ادبی به تهران بازگشت.
میرزا ابوالقاسم در مدرسۀ مروی حجره گرفت و با جدّیتی تمام به تحصیل علوم عقلی از محضر ملّا عبداللّه زنوزی و کسب فقه و اصول از محفل علمی فقهایی چون شیخ جعفر بن محمّد کرمانشاهی اهتمام ورزید و تقریرات دروس اصول فقه استاد خود، شیخ جعفر کرمانشاهی را سال ۱۲۶۶ق به رشتۀ تحریر درآورد.
فضل و دانش میرزا ابوالقاسم کلانتر او را زبانزد محافل علمی ساخته بود. ازاینرو، برخی از اساتید و اهل علم به او پیشنهاد دادند که برای تکمیل تحصیلات خود به نجف اشرف بازگردد. او نیز عزم کربلا کرد و در حوزۀ درسی فقیه کبیر، سیّد ابراهیم قزوینی، صاحب ضوابط، حضور یافت.
با وقوع برخی فتنهها در کربلا، میرزا ابوالقاسم ناگزیر از عراق به اصفهان رفت و از دروس حکمت متعالیۀ یکی از حکمای اصفهان بهره برد و با آرام شدن اوضاع در عراق، به قصد استفاده از حوزۀ پرآوازۀ شیخ انصاری، به نجف اشرف مشرف شد.
او مدتی طولانی در درس شیخ مرتضی انصاری حضور یافت و روزبهروز به استاد خود نزدیکتر شد تا آنجا که به عنوان یکی از ارکان محفل درسی شیخ به شمار آمد.
خدمات و افتخارات
میرزا ابوالقاسم کلانتر، حالا دیگر مورد اعتماد جناب شیخ بود و بر همین اساس، دروس وی را تقریر میکرد؛ تقریراتی ارزشمند که بعدها با عنوان مطارح الانظار به چاپ رسید. تقریر او بر مباحث فنی استادش چنان دقیق و قابل استفاده بود که بعد از پایان تدریس شیخ اعظم، دروس فقه و اصول ایشان را برای عدهای از شاگردان شیخ تقریر میکرد. او به مدت بیست سال همراه شیخ انصاری بود، تا آنکه استادش در محافلی گوناگون به اجتهاد او تصریح نمود.
وی پس از وصول به مراتب بالای علم، سال ۱۲۷۷ق با اجازۀ استادش شیخ مرتضی انصاری به تهران بازگشت و در وطن خود، به اقامۀ وظایف شرعیه و تعلیم علوم آل محمّد قیام نمود. میرزا ابوالقاسم به خاطر عمل به توصیه استادش شیخ انصاری، فعالیتهای خود را به تدریس و تألیف محدود ساخت. او که در تهران به عنوان یکی از زعمای بزرگ شیعه و مراجع عظام تقلید شناخته میشد، مدرسۀ فخریۀ مروی را محفل علمی خود قرار داد و در این مدرسۀ مبارک، به عنوان یکی از مدرّسین عالیمقام فقه و اصول، بر کرسی تدریس تکیه زد. در مدت هفت سال حضور وی در این مدرسه، شاگردان بسیاری از محضرش بهرهمند شدند.
میرزا محمّدباقر کجوری مازندرانی که زمان ایشان را درک کرده، در وصف ایشان مینویسد: «الحق این بزرگوار نظیر و شبیهی نداشت. بعد از مراجعت از عتبات، تدریس مدرسۀ فخریه مشهوره به مدرسۀ خان، به ایشان تفویض یافت و مطالب غامضۀ فقهیه را مبتکر و در انحاء علوم و فنون متبحّر گردید؛ به قدری که از صحبت عوام گریزان بود، تلافی و تدارک آن را به مجالست علما و خواص میفرمود و انس باللّه را بر انس به ناس ترجیح میداد...؛ عاقبت به واسطۀ کثرت فکر و نظر، مرمود البصر گردید و از خانقاه و معبد خویش حرکت نمینمود».
از قلم ایشان، چندین اثر در فقه و اصول فقه به جا مانده است. از دیگر افتخارات ایشان، داشتن خلف صالح است؛ یعنی فرزندشان میرزا ابوالفضل کلانتر و نوۀ ایشان از همین پسر، محمّد ثقفی تهرانی (پدر همسر امام خمینی)، که هر دو بزرگوار از علمای دینی صاحبنام دورۀ معاصر بودند.
درگذشت
میرزا ابوالقاسم کلانتر، پس از تحمل رنجهای جسمی و روحی زیاد در اواخر عمر، سرانجام در ربیعالاول ۱۲۹۲، در ۵۶ سالگی دار فانی را وداع گفت. پیکر پاکش را به آستان مقدس حضرت عبدالعظیم(ع) منتقل ساخته و در رواق کنونی شیخ ابوالفتوح رازی به خاک سپردند.
منبع: فیضیۀ تهران: دانشنامۀ مفاخر مدرسۀ علمیۀ مروی و سپهسالار قدیم، تهران: واژهپرداز اندیشه، 1400ش، ص79-84.