بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر آیاتی از قرآن درباره نزول باران
تقریبا در همه کشورهای اسلامی صحبت از باران است و ما هم امشب بحث تفسیر قرآن را درباره آیاتی که در قرآن برای نزول باران آمده است، بیان می کنیم.
خداوند نعمتهای زیادی به ما داده که گاهی غافل میشویم؛ شاید برای اینکه قدر نعمتهایش را نمی دانیم.
(مَطَر) به معنای هر نوع بارانی است که در قرآن آمده
(غَیث) به معنای باران سودمند
در دعای امیر مؤمنان علی علیه السلام و در دعای امام زین العابدین علیه السلام ودر دعای پیامبر (ص) این عبارت آمده که خدایا غیث را برای ما بفرست.
(وَدق) یعنی آن ذرات رطوبتی که از دل ابرها بیرون می آید و به هم متصل میشود و باران را تشکیل می دهد.
(وابِل) یعنی باران تند و شدید
(طَلّ) یعنی باران ریز و نرم
(صَیِّب) یعنی باران شدید همراه با رعد و برق
30 بار هم در قرآن کلمه «آب» به معنای باران آمده است.
این واژههایی است که در کتاب آسمانی ما برای باران آمده است.
کارکرد باران چیست؟
اولین کارکرد باران پاکی و پاک کنندگی است.
سوره فرقان آیه ۴8: ما از آسمان آبی پاک فرو فرستادیم.
سوره انفال آیه ۱1: خداوند از آسمان آب را فرستاد تا خودتان را پاک کنید.
پس باران هم پاک است وهم پاک کننده است.
دومین کاربرد: خداوند کلمه «مُبارَک» را برای باران آورده است؛ کلمه مبارک برای خود خدا و برای قرآن به کار رفته است.
سوره قاف آیه 9: ما از آسمان آبی را که مایه برکت است میفرستیم.
سومین کاربرد: باران تأمین آب آشامیدنی است.
سوره حجر آیه ۲2: ما از آسمان برای شما آب فرستادیم تا شما را با این آب سیراب کنیم.
یکی از کارکردهای باران تأمین آب آشامیدنی است.
سوره نحل آیه 10: او خدایی است که از آسمان برای شما آبی فرستاده است.
فایده اش چیست؟ برای نوشیدنی شماست.
یکی از مشرکان در زمان پیامبر(ص) می خواست یک نفر را شکنجه بکند. به او نان و عسل، بدون آب می داد. نان که خوب است؛ عسل هم که خوب است، ولی چون به او آب نمی داد، بعد از سه روز که گذشت، بینایی و شنوایی و حواسش را از دست داد.
در قرآن کریم تقریبا هزار تا از نعمتهایش را خدا اسم برده است.
خداوند برای موسی بن عمران علیه السلام پیغام فرستاد: «ای موسی؛ بندگانم را عاشق من کن.»
حضرت موسی علیه السلام به جبرئیل فرمود: «برو به خدا بگو که بلد نیستم؛ راهش را به من یاد بده.»
جبرئیل به آسمان پر کشید و برگشت و گفت: «خدایت میفرماید: نعمتهایم را برای بندگانم بشمار، تا بندگانم عاشق من شوند.»
بیشتر آن هزار تا از نعمت های خداوند در چهار سوره نحل، روم، الرحمن و انعام آمده است.
سوره نحل: با آب باران هم چهارپایان و هم انسانها را سیراب میکنیم.
از توصیههای حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست که مسلمانان سوره واقعه را زیاد بخوانند.
سوره واقعه آیه ۶9: آیا فکر کردید این آبی که مینوشید، آیا شما از ابرها این آب را پایین کشیدید یا ما نازل کردیم؟
چهارمین کاربرد: حیات کره زمین است.
سوره بقره آیه ۱۶4: حقیقت این است که در آفرینش آسمانها و زمین و آنچه خداوند آب را از بالا به روی شما میریزد، بعد از اینکه این آب به زمین ریخته شد، زمین زنده می شود.
سوره نحل آیه ۶5: خداوند از آسمان آبی را فرستاد، پس به واسطه آن زمین را بعد از مرگش زنده کرد.
سوره روم آیه ۲4: یکی از نشانههای خدا برقی است که در آسمانها میجهد.
این برق بعضی ها را امیدوار میکند؛ مثل کشاورزان و بعضی ها را نا امید میکند؛ مثل سفال کاران و خشت زن ها.
و خدا از آسمان باران میفرستد، بعد از اینکه زمین مرد. این باران زمین را زنده میکند و این نشانهای ایست برای عاقلان.
آیا کلیدی برای درخواست باران در قرآن هست؟
کلید اول استغفار است. استغفار یعنی چه؟ یعنی خدایا اشتباه کردم.
استغفار کنید و طلب بخشش کنید؛ خدا خیلی آمرزنده است. (غفار یعنی بسیار آمرزنده) وغیر از آمرزش، باران زیاد برای شما میفرستد و بچهها یتان را کمک و دارایی هایتان را زیاد و باغستانهای شما را حاصل خیز و رودخانههای شما را پر آب میکند.
کلید دوم، عمل به کتاب آسمانی است. کتاب آسمانی ما قرآن است و کتاب آسمانی پیامبر قبل، انجیل و کتاب آسمانی پیامبر قبل از آن تورات بوده است.
سوره مائده آیه 66: خدا پرستان اگر به کتاب آسمانی شان عمل کنند، خداوند از بالا و از پایین محصول و برکت میفرستد.
اگر یهودیان، تورات را در زمان خودشان و مسیحیان، انجیل را در زمان خودشان و مسلمانان، قرآن را در زمان خودشان برپا دارند، برکت از زمین و آسمان میبارد.
کلید سوم، ایمان و تقوا است.
سوره اعراف آیه ۹6: اگر مردم ایمان داشته ومتقی باشند، ما درب های آسمان را برای آنها باز و برکات را سرازیر میکنیم.
این ها کلیدهای ریزش باران است.
درباره سیره پیامبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام:
خاطره اول: زمانی است که پیامبر(ص) نوجوان بوده است؛ حدود 12 یا ۱۳ ساله. مردم مکه به ستوه آمده و پیش بزرگ خودشان ابوطالب آمدند و گفتند: «یا ابوطالب؛ تو سرور مایی. دعا کن خدا باران بفرستد.» حضرت ابوطالب علیه السلام قبول کرد و پیامبر (ص) را که نوجوان بود، با خود آورد و پیشاپیش جمعیت قرار داد؛ زیرا ابوطالب میدانست که او ذخیره خداست و دعا کرد که: «خدایا؛ به حق این نوجوان باران رحمتت را بر ما نازل بفرما.» یک وقت دیدند ابوطالب که دعا میکرد، ابرها روی مکه آمدند و این خاطره ای است که در تاریخ عربستان سعودی ثبت شده است.
خاطره دوم: زمانی است که پیامبر(ص) به پیغمبری رسیده بود و چندین بار هم در سال ششم هجری و هم در سال هشتم هجری تقاضا کردند که: «یا رسول الله؛ مدتی است که باران نیامده است و گلههای ما دارند از بین می روند و نخل های ما خشک شده اند و در حال از بین رفتن هستند دارند.» پیامبر (ص) هم نماز باران خواندند و گاهی هم بدون نماز خواندن، فقط دعا می کردند و هر دو شکلش درست است. پیامبر(ص) دست به دعا برداشته و اشک می ریختند؛ چون در نماز باران مستحباتی وجود دارد. حالا تا آنجا که ما میتوانیم عمل بکنیم. یکی از آن کارها این است که بچهها را ببریم؛ چون کودکان معصوم تر هستند و یا پیرمردها و پیرزنها پیش خدا آبرو دارند و یا مریضها را بیاورید و یک حالت دل شکستگی و حالت عذرخواهی در آن نماز پیدا باشد. پیامبر(ص) این کارها را در نماز باران انجام می داده است.
امیر مؤمنان علی علیه السلام در کوفه خلافت میکردند. مردم کوفه نزد ایشان آمدند و گفتند: «یا اباالحسن؛ مدتی است که باران نباریده و نخلها خشک شده و دامها تشنه هستند.» امیرمؤمنان حضرت علی علیه السلام فرمود: «از پسرم حسین بخواهید که او برای شما دعا کند.» امام حسین علیه السلام دعا کردند و در تمام کوفه و اطراف کوفه و دشتها تا مدت زیادی باران می بارید.
در زمان امام صادق علیه السلام هم مردم از امام خواستند تا نماز باران بخواند و امام علیه السلام برای ریزش باران دعا و همه را سفارش به استغفار کردند.
در زمان امام رضا علیه السلام که به خراسان آمدند، مخالفین کینه توز در گوش مأمون گفتند: «ای مأمون؛ این که باران نمی آید، به قدم امام رضا است.» گفتند که: «شما ازامام رضا بخواهید تا نماز باران بخواند.» مأمون هم به امام رضا علیه السلام گفت که نماز باران بخواند و امام رضا علیه السلام فرمود: «من مثل جدم نماز میخوانم.» و فرمودند: «خواندن نماز باران آداب دارد که سه روز روزه باید بگیرند.» جمعیت آمد و همگی گریه و تضرع میکردند و آقا علی بن موسی الرضا علیه السلام دعا کردند و ابرها آسمان خراسان را فرا گرفت. بعد هم امام رضا علیه السلام فرمود: «این ابرها مال ما نیست.» ابرها رفتند و بعد یک سری ابرهای دیگر آمدند و امام رضا علیه السلام فرمود: «این ابرها مال شما نیست.» تا آنکه ابرهای دیگری آمدند که امام رضا علیه السلام فرمود: «این ابرهای آخر به این سرزمین می بارد.