بسم الله الرحمن الرحیم
تفسیر آیات 59 الی 64 سوره نساء
این جلسه درباره رهبری پیامبر(ص) و اطاعت امت ها است. ما انسانها اجتماعی زندگی میکنیم؛ اجتماع هم قواعد و قانون دارد و باید اطاعت و انسجام داشته باشد. این آیات درباره این موضوع است.
آیه 59: «ای مردان و زنان با ایمان؛ خدا را اطاعت کنید.» چون شما را آفریده و به شما روزی میرساند و بر کار شما نظارت دارد. آغاز و پایان شما به دست اوست. از خدا اطاعت کنید و از رسول او هم اطاعت کنید؛ چون خدا گفته است.
به صورت ذاتی و استقلالی، ما یک اطاعت بیشتر نداریم و آن اطاعت از خداست و بعد از خدا، هرجا که خدا امر فرموده، اطاعت می کنیم.
خداوند فرموده است: «من پیغمبر(ص) را فرستاده ام؛ پس از او اطاعت کنید.» ما هم باید اطاعت کنیم.
این هم به اطاعت خدا و از حاکمان و فرمانروایان و صاحبان فرمان برمی گردد. شما همین الآن فکر میکنید که هرکس صاحب فرمان و سر کار بود، ما از او اطاعت کنیم؟ خیر.
علامه طباطبایی (ره) این را به ما یاد داده است که برای فهم آیات، از آیات دیگر استفاده کنید.
آیات دیگر، جاهایی در قرآن فرموده: «از این آدم اطاعت و پیروی نکن.» این ها را باید کنار بگذاریم.
مثلاً فرموده: «از ظالم اطاعت نکن.» حتی درباره پدر مادر نیز، اگر پدر ومادر تلاش میکنند که بچه را از راه خدا بیرون برانند، همین گونه است؛ مثلا به او می گویند که دزدی کن یا حجابت را بردار، و یا به او می گویند که با نامحرم برقص. باز باید از این پدرو مادر اطاعت کند؟ باید با قید و شرط اطاعت کند و اطاعت بی قید و شرط فقط از خدا و از پیغمبر (ص) و بعد از پیغمبر (ص) از فرمانروایان.
کدام فرمانروایان؟ اهل تسنن این آیه را یک جور و شیعه یک جور دیگر معنا میکنند.
شیعه میگوید: «خدا که معصوم است و اشتباه ندارد و پیغمبر (ص) هم که معصوم است؛ پس اول باید کسی را اطاعت کرد که اشتباه ندارد.»
اگر اشتباهی داشت؛ مثل پدر و مادر، خداوند میفرماید: «وقتی اشتباه می کنند، به حرف هایشان گوش ندهید.» اینجا چون قیدی نیاورده است.
شیعه میگوید: «منظور از فرمانروایان، همان ۱۲ امام معصوم علیهم السلام هستند.»
بعد از ۱۲ امام چه؟
امیر مؤمنان علی علیه السلام، مالک اشتر را به مصرفرستاد و به مردم مصر گفت: «از مالک اشتر اطاعت بکنید.» مثل پدر و مادر، تا زمانی که مالک اشتر متقی است و تا زمانی که مالک اشتر دستش پاک باشد، می توان از او اطاعت کرد.
از امام حسن عسکری علیه السلام پرسیدند: «فرزند شما که غایب میشود، ما دنبال چه کسی برویم؟» فرمودند: «به سراغ فقیه عادل.»
آیا فقیه عادل معصوم است؟ خیر؛ فقط 12 امام معصوم هستند. ولی جامعه سامان لازم دارد و ملت باید از کسی اطاعت بکنند و آن کس فقیه عادل است که بهترینهای هر روزگار است واگر اختلاف در جامعه پیش آمد، به الله مراجعه کنید؛ یعنی کتاب خدا.
در حقیقت این آیه می گوید: «مرجع اختلافات دو چیز است: کتاب و سنت.»
آقای بهشتی (سخنران جلسه) می گوید: «ما امروز جایی بودیم. رفته بودیم برای حل اختلاف دو خانواده. یکی از من پرسید که حاج آقا؛ قرآن مگر برای هدایت جامعه کافی نیست؟»
گفتم: «عزیز من؛ اسلام یک بسته است که یک قسمتش قرآن و یک قسمتش سنت است. الآن اگر ما بخواهیم با قرآن، نماز بخوانیم، نمیتوانیم ؛ چون در قرآن همین اندازه گفته است که نماز بخوانید و ما نمیدانیم چه جور نماز بخوانیم. درهیچ جای قرآن نیامده که اول نیت کنید و بعد تکبیرة الاحرام و بعد سوره حمد و یک سوره دیگر. اینها که در قرآن نیامده است و نیست. در قرآن آمده که رکوع کنید. حال چند تا رکوع کنیم یا چند سجده به جا آوریم؟ اینها سؤالاتی است که فقط سنت معصومین پاسخ آنها را می دهد.
این خلیفه دوم بوده که گفته قرآن برای ما کافی است و ما این حرف را قبول نداریم، بلکه در کنار قرآن، سنت هم وجود دارد و پیامبر و امامان ما علیهم السلام،آیات قرآن را تفسیر کردند. این خوب و خوش عاقبت است.
آیه 60: «آیا شما دیدید کسانی را که خیال میکنند ایمان دارند؟ پس معلوم می شود بعضی ها فقط خیال میکنند و حقیقتاً ایمان ندارند و به گمان خود مؤمن اند و گمان می کنند به قرآن و دیگر کتب الهی ایمان دارند.
اما همین که اختلافی پیش بیاید، پیش حاکم جبارمی روند. در صورتی که باید پیش پیغمبر(ص) و اهل بیت علیهم السلام بیاید و شیطان می خواهد شما را گمراه کند؛ یک گمراهی دور و دراز.»
در تفسیر این آیه، قصهای نقل شده است. بین یک منافق و یک یهودی اختلاف پیش آمده بود. گفتند: «برویم دادگاه.»
فرد یهودی گفت: «پیش پیامبرشما برویم.» و فرد منافق گفت:«پیش یک عالم یهودی برویم.» یهودی به عدالت پیغمبر(ص) اسلام اعتماد داشت و گفت: «من پیغمبرشما را قبول دارم.» ولی فرد منافق گفت:«نه.»
آیه 61: «وقتی به منافقین گفته میشود بیایید و مراجعه کنید به کتاب خدا و به آنچه خدا و بر پیامبر نازل کرده است، منافقین را می بینی که جلوی دعوت پیامبر اسلام را میگیرند.»
آیه 62: «چطور این منافقین وقتی به مشکلی میرسند، مشکلاتی را که خود به وجود آورده اند، پیش پیامبر(ص) می برند و می گویند: «یا رسول الله؛ این مشکلات برای ما پیش آمده است» و قسم میخورند که ما منظورمان صلح و آشتی بود؟»
پیامبر(ص) یکی از مسئولیتهایش قضاوت بود و خداوند به داود نبی علیه السلام فرمود: «من تو را برای قضاوت فرستادم.»
چرا ما باید این آیات را بخوانیم؟ برای اینکه منافق همیشه بوده و هست و چیزی که از ما میخواهند، بیداری و هوشیاری است که فقط به ظاهر انسان ها اکتفا نکرده و یک مقداری عمیق باشیم و آدمها را از ظاهر قضاوت نکنیم.
آیه 63: «ای پیامبر؛ خدا میداند که در دل این منافقین چه می گذرد. ازمجازات آنها صرف نظر کن و آنها را موعظه کن. شاید بعضی ازایشان یک دل نرمی داشته باشند که تحت تاثیر قرار بگیرند و خیلی با آن ها ارتباط نداشته باش و گرم نگیر.»
در سوره بقره میخوانیم که پیش مؤمنین می آیند ومی گویند ما مؤمنیم؛ حزب اللهی هستیم و رهبر را قبول داریم و وقتی پیش دوستان شیطانشان می روند، می گویند که ما سر به سر آنها می گذاشتیم.
با اینگونه افراد چگونه برخورد کنیم که بنایشان بر فریب است؟
پیامبر(ص) مأموریتش این است که با آنها با مراقبت رفتار کند.
در سوره منافقین میخوانیم که ای پیامبر؛ بیدارومراقب باش. ولی دراینجا میفرماید: «نصیحتشان کن. شاید در بین آنها کسانی باشند که هنوز ذره ای ایمان و انصافی داشته باشند و به سمت تو گرایش پیدا کنند و یک حرف روشن و شفاف و یک حرف بلیغ و رسا به آنها بگو که بفهمند.» مبادا در روز قیامت این منافقین بیایند و بگویند: «خدایا؛ آنقدر پیچیده بود و ما سخنان پیامبر را نفهمیدیم.»
پیامبر(ص) وظیفه اش این است که درست را از نادرست مشخص کند.
آیه 64: «ما پیامبران را نفرستادیم؛ مگر اینکه مردم به فرمان خدا از آن ها اطاعت کنند.»
اطاعت از پیامبر(ص) چه منطقی دارد؟ با اجازه خدا؛ زیرا ما بندگان و مخلوقات خدا هستیم و فقط یک کسی را میشناسیم؛ آن هم خداست که به ما دستور داده تا از پیغمبر(ص) اطاعت کنیم.
درغدیر خم شخصی نزد پیغمبر(ص) آمد و از ایشان پرسید: «این که علی را معرفی کردی، کار شما بود یا دستور خدا؟
پیغمبر(ص) فرمود: «دستور خدا بود.» او گفت: «من نمیتوانم زیر بار این کار بروم، پس بمیرم تا حکومت علی را نبینم.»
و از پیغمبر(ص) خواست تا نفرین کند و بارانی از سنگ ببارد و او را از بین ببرد.
چنین آدم هایی هم بودند که ظاهراً هم نماز میخواندند و به حج هم آمده بودند.
اسلام از ما اطاعت میخواهد؛ اطاعت از خدایی که ما را میشناسد و نیازی به نماز و روزه ما ندارد و خدایی که خوشبختی ما را می خواهد و از او باید اطاعت کنیم. خدایی که هستی ما و آغاز و پایان ما و دنیای ما از اوست.
بعد از خدا و به امر خدا، باید از رسول خدا و از امامان معصوم علیهم السلام اطاعت کنیم که خطا و اشتباه ندارند.
سؤال: حالا این شخص میخواهد توبه کند. آیا توبه او پذیرفته میشود؟ بله؛ گناهکار هرکه باشد، راه بازگشتش باز است.
ادامه ترجمه آیه 64: «اینان به خودشان بد کرده اند و اگر اینها نزد توی پیغمبر بیایند و از خدا عذر خواهی کنند و پیامبر هم بگوید که خدایا این نفهمیده و آمده عذر خواهی کند؛ قطعاً خداوند توبه ایشان را می پذیرد؛ که خدا توبه پذیر و مهربان می باشد.»
یعنی توبه منافق هم قبول است؟ بله.
به پیغمبر(ص) گفتند: «یا رسول الله؛ شخصی بیرون مسجد با شما کار دارد.»
پیغمبر(ص) فرمود: «بگویید داخل بیاید.» گفتند که نمی آید.
پیغمبر(ص) تشریف آوردند و دیدند یک جوان رنگ و رو پریده است. حضرت پرسید: «چه شده است؟»
جوان گفت: «خیلی گناه کار هستم.»
پیامبر(ص) فرمودند: «توبه کن که خدا میبخشد، حتی اگر به تعداد قطرات باران گناه کرده باشی.»
جوان گفت: «از آن هم بیشتر؟»
پیامبر(ص) فرمودند: «حتی به تعداد شنهای بیابانها هم گناه کرده باشی، خداوند توبه تو را می پذیرد.»
جوان گفت: «از آن هم بیشتر؟»
پیامبر(ص) گفت: «توبه کن؛ خدا می پذیرد.» و باید توسل کنید. (توسل یعنی دست به دامن کسی که پیش خدا آبرو دارد، شویم؛ مثل پیامبر (ص) و امامان معصوم (ع).
آیا توسل در قرآن آیه دارد؟ بله؛ همین آیه.
یک کسی خلافی کرده بود و باید تنبیه می شد. در جایی کمین کرد و همینکه امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام از خانه بیرون آمدند، آنها را بغل کرد و به سمت مسجد، نزد پیامبر(ص) رفت و گفت: «یا رسول الله؛ به حق این دو کودک مرا ببخش» و با این کار اشک پیامبر(ص) را درآورد و پیامبر (ص) هم او را بخشید.