(ح ۴۸۰- پس از۵۵۲ق)، عالم و مفسّر نامدار امامی.
زندگی و زمانه
جمال الدین حسین بن علی بن محمّد خُزاعی، مشهور به ابوالفتوح رازی از علمای برجستۀ شیعه در قرن ششم هجری است. از خاندان وی با عنوان سلسلهای معروف از علمای امامیه یاد شده که اغلب آنان تألیفات متعدّد داشتهاند. نسب ایشان به نافع بن بُدَیل بن ورقاء خُزاعی میرسد. این خاندان در طول تاریخ، از برجستهترین دوستان اهلبیت بودهاند، تا آنجایی که معاویه گفته است: محبّت قبیلۀ بنیخزاعه نسبت به علی(ع) به حدّی است که اگر زنانشان فرصت مییافتند، با ما میجنگیدند تا چه رسد به مردان ایشان!
جدّ اعلای ابوالفتوح، نافع بن بدیل خزاعی، از اصحاب معروف رسول خدا است که در سال چهارم هجرت، به عنوان معلّم قرآن، از طرف آن حضرت به منطقۀ نجد اعزام شده بود و در واقعۀ بئر معونه به شهادت رسید.
روشن نیست که اجداد ابوالفتوح چه زمانی به ایران آمدهاند، ولی مهاجرت آنان احتمالاً در سدههای ۱ و ۲ق صورت گرفته است. آنها نخست در نیشابور مسکن گزیدند و بر همین اساس، جد دوم ابوالفتوح، ابوبکر احمد بن حسین بن احمد با نسبت نیشابوری خزاعی خوانده میشد. اقامت آنان در ری، گویا در زمان همین ابوبکر احمد آغاز شده است.
از زندگی ابوالفتوح، دانستههای اندکی برجاست. مشهور این است که وی در حدود سال 480ق در ری زاده شد. چنین به نظر میرسد که ایشان بیشتر به وعظ و خطابه میپرداخت و بدان تعلّق خاطر داشت؛ چندانکه این دلبستگی، تأثیر آشکاری بر سبک تفسیری او نهاده است.
سال ۵۵۲ق آخرین تاریخی است که دربارۀ زندگی ابوالفتوح از آن آگاهی داریم، و آن از متن اجازهای به دست میآید که وی برای روایت روض الجنان به دست شاگردش داده بود.
اساتید و شاگردان
افزون بر عمویش ابومحمّد، و ابوعلی فرزند شیخ طوسی، باید از شیخ مفید عبدالجبار بن عبداللّه بن علی مقرّی رازی، عمادالدین ابومحمّد حسن بن محمّد قاضی استرابادی (صاحب معالم) و ابوالحسن علی بن الناصر بن الرضا را در شمار اساتید وی نام برد. همچنین، ابوالفتوح در جایی از تفسیر خود، محمود بن عمر زمخشری (476-538ق)، از عالمان بزرگ حنفیمذهب را «شیخ ما» میخواند که به نظر عبدالجلیل قزوینی گویای آن است که ابوالفتوح محضر وی را دریافته بود.
از شاگردان برجستۀ وی باید از منتجبالدین رازی و ابن شهرآشوب مازندرانی نام برد. منتجبالدین دو اثر استادش با عنوانهای روض الجنان و روح الاحباب را نزد خود وی خواند و ابن شهرآشوب به کسب اجازۀ روایت تفسیر او، روض الجنان، نایل آمد.
از میان دیگر شاگردان و راویان او میتوان اینان را نام برد: ابوطالب نصیر الدین عبداللّه بن حمزۀ طوسی، عمادالدین ابوالفرج علی فرزند قطبالدین سعید بن هبةاللّه راوندی، و شریف شرفشاه بن محمّد بن حسین بن زبارۀ افطسی.
خدمات و افتخارات
چنانکه از آثار ابوالفتوح برمیآید، او در برخی از علوم متداول زمان خود استاد بوده و در نحو، قرائات، حدیث، فقه، اصول فقه و تاریخ، تبحّر داشته است.
رَوضُ الجِنان و رَوحُ الجَنان فی تفسیر القرآن، معروف به تفسیر ابوالفتوح رازی (تفسیر ترتیبی کامل قرآن به زبان فارسی)، مهمترین کتاب بهجا مانده از وی است. این اثر، تفسیری است با سبک واعظانه که در میان شیعه با اقبال روبهرو شد و رواجی گسترده یافت. خصوصیت واعظانه بودن تفسیر ابوالفتوح و نیز جامعیتی که وی در کار خود به آن توجه داشته، اصلیترین ویژگیهای محتوایی آن را میسازند. ابوالفتوح بخش بزرگی از کتاب را به بیان احکام فقهی مورد نیاز مخاطبان خود اختصاص داده است.
این نیز که ابوالفتوح کمتر به مباحث کلامی پرداخته و چون در آن وارد شده، به مباحثی چون جبر و اختیار، قضا و قدر، گناهان، شفاعت، ایمان و کفر، ثواب و عقاب، سؤال و جواب در گور توجه کرده، احتمالاً برای رعایت حال و نیاز همین مخاطبان عامه و فارسیخوان بوده است.
از دیگر خصوصیات تفسیر شیخ ابوالفتوح، کاربرد مکرّر افعالی است با افزونۀ «ها» در آغاز، مثل «هازدن»، «هاشدن»، «هاگرفتن» که جزو ویژگیهای لهجهای ری، سمنان، دامغان و طبرستان بوده و هنوز در برخی از این نواحی بهجا مانده و مؤید دیگری است بر آمیختگی زبان شیخ با گویش مردم و کاربردهای شفاهی ایشان.
بنا به گزارشی که ابوالفتوح خود در روح الاحباب آورده، مجالس وعظ او، آنگاه که جوان بوده، در خان علّان ری، مقبولیت زیادی نزد مردمان داشته است، چنانکه برخی به وی رشک میبردند و به دلیل سعایت حاسدان نزد والی شهر، مدتی از وعظ محروم گردید.
درگذشت
ابوالفتوح به وصیّت خود در جوار حضرت عبدالعظیم(ع) مدفون شد. مکان دفن وی ـ که در ضلع جنوب شرقی حرم (رواق کنونی شیخ ابوالفتوح) قرار دارد ـ تا پیش از توسعۀ اخیر آستان، دارای مقبرهای مستقل بود.
منبع: دائرة المعارف بزرگ اسلامی، ج6، مدخل «ابوالفتوح رازی»؛ ویکینور: https://fa.wikinoor.ir/wiki